English            Latin   

برای دریافت مطالب جدید به این آدرس www.azoh.net  مراجعه فرمایید

Yeni Adresimiz www.azoh.net

New Address www.azoh.net

پربیننده؛ سال گذشته

توسل از نظر قرآن کریم- حُسام الدين فرضی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مقاله به صورت اجمالی سعی در کنکاش و نقد ارای علمای اسلام در باب توسل هستیم فارغ از عوام بسياري از علما معتقدند كه واسطه قرار دادن نيكان اشكالي ندارد و استحصاب نيز دارد و باعث تسريع در اجابت و حتي تقبيل حاجات برطرف نشده از طرف خداوند مي شود  و حتی وهابی ها نیز فقط توسل به اموات را شرک  می دانند ولي آيااين نگرش ها عقيده اسلامي هستند يانه؟ کدامشان صحیح است وآیا هردو ناصحیح هستند؟ بايد بنگريم و ببينيم كه واسطه قراردادن در زندگي اجتماعي ما چه جايي دارد ما وقتي در  زندگي اجتماعي خودمان نمي توانيم كاري را از طريق قانوني انجام دهيم رو به واسطه قرار دادن افرادثالثي جهت بر طرف كردن نياز هايمان مي كنيم تا اين افراد ثالث با سفارش كردن ما يا اعمال فشار ياساير امور كارهايمان را پيش ببرند و حاجتمان را برطرف كنند اين امر كه در ميان عوام و حتي خواص به پارت بازي معروف است و با روح و خون ايرانيان عجين شده است ولي آيا خداوند اهل پارت بازي است و امري را كه صلاح نمي داند واقع گرددبا سفارش بنده اي محقق مي كند ، بي شك خداوند متعال چنين نيست ،و هم چنين بزرگان و نيكان نيز كه در نزد خداوند زنده اند و روزي مي خورند امري را كه خداوند صلاح نمي داند به زور به او تحميل و يا سفارش نمي كنند. البته شايد عده اي بگويند بسيار از نيكان شافي بندگان در قيامت هستند. در این مسئله شما را فقط به مطالعه ایات زیر فرا می خوانم:

"فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» هر كه به قدر ذرّه‌اي نيكي كند (ثمرة) آن را ببيند و هر كه به قدر ذرّه‌اي بدي كند (نتيجة) آن را ببيند"(الزلزال/ 7 و 8).

"مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا»هر كه كاري نيك به جاي آرد به سود خود اوست و هر كه بدي كند به زيان خود اوست"(فُصِلّتْ / 46 و الجائيه / 15)

"يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا» روزي كه هركس آنچه از خير به جاي آورده‌است حاضر مي‌يابد و آنچه از بدي به جاي آورده (حاضر يافته) و دوست مي‌دارد كه (اي كاش) ميان وي و كارهاي ناپسندش فاصله‌اي دور مي‌بود"(آل عمران / 35)

"َتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ» به هركس (جزا و پاداش) هر چه كرده‌است به تمامي دارده شود"(النَّحْل/111)

"وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ» به هركس (پاداش و جزاي) آنچه كرده‌است به تمامي داده شود"(الزُّمَر/ 75)

"وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا» براي هر گروهي به سبب آنچه كردهاند درجاتي قرار داده شده است"(الانعام/ 132)

"وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا» (در روز رستا خيز) هر چه كرده‌اند, حاضر يابند"(الكهف/ 49)

"فَاليَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» پس امروز بر هيچ كس هيچ نخواهد شد و جز بد انچه كردهايد پاداش و كيفر داده نخواهيد شد"(يس/ 54)

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» اي كساني كه ايمان آورده‌ايد, از (عذاب) خدا پروا كنيد و هر كه بايد بنگرد (وتأمّل كند) در آنچه براي فردا (اي قيامت) پيش مي‌فرستد (الحَشْر /18)،

«يَوْمَ يَنْظُرُ المَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ» روزي كه انسان (نتيجة) آنچه را كه دستانش از پيش فرستاده است, مي‌نگرد"(اَلنَّبَأ /45)

 وَاتَّقُوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ» و بپرهيزيد از روزي كه كسي ديگري را كفايت نكند و از او شفاعتي پذيرفته نشود و از او معادل گرفته نخواهد شد و ياري نشوند"(البقره/ 48 و 123

 «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفَاعَةٌ» اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از آنچه روزي شما قرار داده‌ايم, بخشش و انفاق كنيد, پيش از آنكه روزي فرارسد كه در آن. خريد و فروش و دوستي و شفاعتي نيست"(البقره /254)

 با مطالعه آیات بالا متوجه می شویم که شفاعت در قیامت چیزی جز آب دوغ و خیار نیست و در قیامت، ان مزد برد که در دنیا جان برادر کار کرد و نباید مومنان شکمشان را به هوای شفاعت اولیا الله صابون بزنند زیرا که دربار خدا دربار شهریاران نیست که بتوان با مساعدت کسی کار پیش برد . البته برخی  به بعضی از آیات قرآن استناد كنند و  توسل فرزندان حضرت يعقوب به پدر شان ویا ایه ی معروف قران که در آن خداوند رسول الله را خطاب قرار می دهد و می فرماید اگر آنها از تو طلب مغفرت کنند بخشوده می شدند توسل را امري الهي بدانند ولي بايد بدانيم فرزندان يعقوب نسبت به پدر شان ظلم كرده بودند و اجابت بخشش آنها وابسته عفويعقوب بوده است بدان جهت آنها از پدرشان طلب مي كنند كه از خداوند براي آنها درخواست مغفرت كند كه اين امر در ادامه آيه برما يقين مي گردد چرا كه حضرت يعقوب خطاب به خداوند مي فرماييدبار الهي من فرزندانم را بخشيدم پس تو نيز طلب مغفرت ايشان را بپذير. و همچنین نیز در مضمون آیه ی دوم با نگاه به تفاسیر و خود ایه متوجه می شویم که آن افارد نسبت به رسول الله ظلم کرده بودند و بخشش آنها توسط خداوند مستلزم عفو رسول خدا بود واین آیات تنها بیانگر تقدم حق الناس به حق الله است ، نه چیز دیگر.البته شايد اين مقاله خلاف عقايد عام را ترويج مي كند وليكن مطابق قرآن است زيرا كه خداوند در قرآن با صراحت بر عقايد اين حقير در اين باب را تائيد كرده است(البته از نظر خود حقیر قضاوت با خوانندگان و منتقدان) در آنجاكه در آيات مکتوب در صفحات قبل و آیات زیر فرموده است :

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلا يملکون کشف الضرّ عنکم ولا تحويلا اولئک الذين يدعون يتبغون الي ربهم الوسيلة ايّهم اقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه ان عذاب ربک کان مخدوراً

(بگو: کساني را که غير از خدا را (معبود خود) مي‌پندارند، آنها نمي‌توانند مشکلي را از شما برطرف سازند و نه تغييري در آن ايجاد کنند. کساني را که آنان مي‌خوانند، خودشان وسيله‌اي (براي تقرب) به پروردگارشان مي‌جويند؛ وسيله‌اي هر چه نزديک‌تر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مي‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهيز و وحشت است)سوره اسراء، آیه 56 و 57

و ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم» . (و کساني را که بجاي خدا به دعا مي‏خوانيد بندگاني مانند شما هستند.) سوره اعراف 194

فلا تدعوا مع الله احدا»  . (هيچ کس را با خدا به دعا نخوانيد) سوره جن، آیه 18

و الذين تدعون من دونه ما يملکون من قطمير ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءکم و لو سمعوا ما استجابوا لکم و يوم القيامة يکفرون بشرککم، و لا ينبئک مثل خبير)«و کساني که به جاي او مي‏خوانيد، مالک پوست هسته‏ي خرمايي هم نيستند اگر بخوانيدشان نداي شما را نمي‏شنوند، و اگر هم مي‏شنيدند، پاسخشان را نمي‏دادند و در روز قيامت، شرک شما را انکار مي‏کنند و هيچ کس چون خداوند ضمير تو را آگاه نمي‏گرداند.)

سوره فاطر، آیه 13 و14

و ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم (آيه 194 سوره اعراف)
و کساني را که به جاي خدا به دعا مي‏خوانيد بندگاني مانند شما هستند.

ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفا (ما اينان را عبادت نمي‏کنيم جز براي اينکه به خدا تقرب جوييم). (سوره ی زمر ایه 3)

و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هولاء شفعاؤنا عندالله و عبادت مي کنند غير خدا را چيزهايي که نه به آنان زيان مي‏رساند و نه سود و مي‏گويند اينان شيعيان و واسطه های ما نزد خداوند هستند(سوره یونس، آیه 18)-قُلِ ادْعُوا۟ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ(سبا22)بگو كساني را كه جز خدا [معبود خود] پنداشته ايد بخوانيد هموزن ذره اي نه در آسمانها و نه در زمين مالك نيستند و در آن دو شركتي ندارند و براي وي از ميان آنان هيچ پشتيباني نيست(22سبا)-ایاک نعبد و ایاک نستعین (آیه ی پنجم سوره فاتحه) :فقط تورا می پرستیم و از تو یاری می جوییم .قرآن در آيات بالا به صراحت مي گويد هر وجودي مادون الله هر چند صلاح و بزرگوار قادر به انجام كاري نيستند و بندگان الهي در باب مسائل معنوي بايد مستقيم خدا را خطاب كنند و اينكه خداوند صراط مستقيم را نشان مي دهد در سخنان ائمه استوار است چنان كه امام رضا (ع) مي فرمايند :قال الریان للرضا ( ع ) : ما تقول فی القرآن ؟ فقال : كلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلوا(بحار الانوار ، ج 92، ص (117))ریان از امام رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگرنرویدكه گمراه می شوید.  و باید گفت که خود ائمه نیز خود را بشری عادی می دانستند و با کسانی که درباره ی آنها غلو می کردند و انها را شافی می خواندند با لحن شدیدی برخورد می کردند چنانكه از حضرت جعفر بن محمّد الصادق (ع) به سند سلسلة الذهب از اجدادش تا أمير المؤمنين – عليه صلوت الله – رسيده‌است كه فرمود: «إن رسول الله (ص) خرج على نَفَرٍ من أصحابه فقالوا له مرحباً بسيدنا وَمولانا! فغضب رسول الله (ص) غضباً شديداً ثم قال (ص): لا تقولوا هكذا وَلكن قولوا مرحباً بنبيِّنا وَرسولِ ربِّنا، قولوا السداد من القول وَلا تغلوا في القول فتمرقوا» رسول خدا (ص) نزد گروهي از يارانش آمد, آنان عرض كردند: اي مولا و سرورما خوش آمدي. پيامبر (ص) جدّاً به خشم آمد و فرمود: چنين مگوييد بلكه بگوييد اي پيامبر و فرستادة پروردگار ما خوش آمدي. سخن را درست و استوار بگوييد و در گفتار خود غُلُوّ و مبالغه مكنيد و از حدّ نگذريد»([1]). و همچنین وقتی وفد «عامر بن صعصعه"پیش رسول اکرم رفت مردي به نام «ابو مطرف عبد الله بن الشّخير" بخ رسول اکرم عرض كرد: «يا رسول الله! أنت سيدنا و ذو الطول علينا» اي فرستادة خدا تو سرور مايي و بر ما منّت و بزرگي داري»، جنابش از اينگونه ستايش روي درهم كشيد و فرمود: «السيدُ الله، لا يستهوينَّكم الشيطان» سرور خداست, مبادا شيطان شما را بفريبد»([2]). و کسی  كه رسول اکرم  را ديد بر خود لرزيد او را دلجويي نموده فرمود: من پادشاه نيستم بلكه فرزند زني هستم كه گوشت خشكيده مي‌خورد! و «أَنَس بن مالك» گفته‌است: «لَمْ يَكُنْ شَخْصٌ أَحَبَّ إِلَى أصحاب رسول الله (ص) مِنْ رَسُولِ اللهِ (ص)، قَالَ: وَكَانُوا إِذَا رَأَوْهُ لَمْ يَقُومُوا إليه لِمَا يَعْلَمُونَ مِنْ كَرَاهَتِهِ لِذَلِكَ» براي اصحاب پيامبر هيچ كس از رسول خدا عزيزتر و محبوبتر نبود أمّا هنگامي كه او را مي‌ديدند برايش بر نمي‌خاستند زيرا مي‌دانستند كه اين كار را ناخوش مي‌دارد و نمي‌پسندد»([3]). و همچنین در حدیثی سلسله الذهبی دیگر رسول اکرم به حضرت فاطمه می گوید ای فرزندم به فکر باش که در قیامت فرزند من بودن هیچ سودی برای تو نخواهد داشت  . با توجه به این حدیث و سایر احادیث مکتوب  باید دانست که پیامبری که پیامبر بودنش هیچ سودی برای دختر پاکش ندارد  هیچ گاه مدعی شافی بودن نبوده است البته شاید به نظر بیاید این مقاله ترویج عقائد وهابیون است وعقائد آنها را تائید می کن ولیکن باید گفت وهابیون فقط توسل به اموات را صحیح نمی دانند  واین تناقض است زیرا بسیاری از اموات طبق گفته ی قران شهید هستند و زنده و نزد خداوند روزی می خورند در حقیقت باید گفت این مقاله بیانگر این است که جز الله نباید به کسی تمسک نمود و نیازی به توسل نیست زیرا که خداوند آنچه را که صلاح بداند انجام می دهد و در سیره و ادعیه مسند و صحیح باقی مانده از ائمه نیز موکد این نکته هستند آنجا که در دعای کمیل امام علی مستقیم خدا را خطاب می کند نه رسولش و مردمان را نیز به این دعا توصیه می کند و یا اگر به صحیفه سجادیه بنگریم (که شکی در انتصاب آن به امام سجاد نیست ) متوجه می شویم که امام سجاد در تمام دعایش مستقیم الله را خطاب کرده است نه سایرین  و توسل در دعا های وی معنی ندارد  وتنها خدارا  به حق بزرگان قسم داده است و بزرگان را به هیچ وجه خطاب نکرده است  و اگر کوچکتری تحقیق کنیم متوجه می شویم هیچ یک از ائمه توسل نمی کردند  زیرا در ادعیه منسوب به آنها اثری از توسل نیست مگر چندی که در صحت آنها شک است و یا در باب آنها روایت است که فلان امام آن را به فلان کس آموخته است تا در گرفتاری بوسیله ی آن به ائمه توسل کنند نظیر دعای توسل که با کمی تعمق در آن متوجه می شویم که این دعا را خود ائمه نمی خواننده اند(و شاید سند آن نا صحیح است)چرا که امام هیچ گاه خدا را به حق خود قسم نمی دهد که اورا ببخشاید  و شاید توسل و امثالک انحراف از حقیقت اسلام و قرآن باشد و همین انحراف از خط و منش قران باعث می شود که ما در این راستا به سوی شمع روشن کردن های بی معنی طلاکوب کردن مزارها و نذر دادن به افراد خاص(نظیر سادات و امثالهم) بپردازیم و از اصل کمک کردن به فقرا آن هم بدون تبعیض دوری بجوییم و به نحوی مانند کاتولیک ها که با دادن پول به کشیش ها در قرون وسطی بهشت می خریدند عمل کنیم و هدف ازاين دو حديث در پايان مقاله اين است كه خواننده به اهميت قرآن پي ببرد متوجه شود هدايت حقيقي و حقيقت اسلام در قرآن است و بس ، و تنها تمسك به آيات الهي باعث هدايت مي شود و خلاف قرآن بي شك چيزي جز باطن نيست اگر چه فرهنگ جا افتاده اي بين مردم باشد و شايد به همين جهت است رسول الله (ص) فرموده اند كه در آخر الزمان تنها به قرآن تمسك جوييد و حتي سخناني را كه از من نقل مي شود ولي خلاف قرآن است را نپذيريد . و اما بعد نبايد آگاهان و عالمان جامعه بخاطر ترس از عوام از گفتن حقيقت سر باز بزنند و هر انسان انديشمند متديني بايد از سر تكليف در راستاي نشرحقايق اسلامي قدم بردارند.و بايد عالمان جهت مبارزه با خرافات همچون امام صادق عمل كنند و از عالم نمايان پرهيزي نداشته باشند در پايان از خداوند براي خوانندگان آرزوي تعالي مي كنم و و متذکر شوم این مقاله بیانگر حق مطلق نیست و نویسنده نیز ادعایی ندارد پس امید است  محققان با  انتقادات خود مارا ياري كنند. والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته.



([1]) الجعفريات, ص 186 و نوادر راوندى.

([2]) الطّبقات الكبرى, ج1, ص 332.

([3]) مسند احمد بن حنبل، ج 3/ ص132 و ج3/ ص250، وقريب به آن در سنن ترمذي، (44) كتاب الأدب عن رسول الله / (13) باب ما جاء في كراهية قيام الرجل للرجل، ح (2754).

Share/Save/Bookmark