English            Latin   

برای دریافت مطالب جدید به این آدرس www.azoh.net  مراجعه فرمایید

Yeni Adresimiz www.azoh.net

New Address www.azoh.net 

گفتنی است این سایت آرشیو مطالب منتشر شده از اسفند 89 تا دی 92 و همچنین از مهر 94 تا شهریور 95 را شامل می شود
 

نگاهی به قواعد و اصطلاحات بازیهای پان ایرانیسم ضد تورک- اوجالان ساوالان

مقدمه

حاکمیت نژادپرست اشغالگر و استعمار کنندۀ آزربایجان، یعنی حاکمیت ایران، گفتمانی است که بازیها و اصطلاحات و جهان بینی و ایدئولوژی خاص خود را دارد. نوشتۀ حاضر تکمله ای است بر مقاله جناب "آردا سلیملی" با عنوان " تحت تاثیر تبلیغات منفی‌ ایرانیان قرار نگیریم- پان تورکیسم بد است؟ آیا پان ایرانیسیم وجود خارجی‌ دارد؟ نگاهی‌ به مقاله آقای جبارزاده" که در اصلاح نظرهای "فرهود جبارزاده" در مقاله اش تحت عنوان " به چه کسی پان می گویند؟ پان کیست؟" نوشته شده است و خوشبختانه گردانندگان مبارز و سخت کوش سایت آذوح، هر دو مقاله را قبل از این منتشر کرده بودند:

http://azoh.info/index.php?option=com_content&view=article&id=30291:1394-12-04-20-05-45&catid=2:10&Itemid=18

http://azoh.info/index.php?option=com_content&view=article&id=30440:1394-12-17-01-07-12&catid=2:10&Itemid=18

غرض من از این نوشتن این مقاله تأیید، تصریح و تبیین تز اصلی مقاله آردا سلیملی است و به مانند ایشان معتقدم که ما انسانهای ملت تورک آزربایجان صد سال پیش گرفتار استعمار و نژادپرستی سیستماتیک، دولتی، حاکمیتی و همه جانبه (مادی و معنوی) به نام ایران هستیم که با تمام انرژی، توان و قوه مایه های مادی و معنوی شیطانی و خبیثانه اش کوشیده است انسانهای تورک ملت ما را در سرزمین اشغال شده آزربایجان جنوبی با جهان بینی، ایدئولوژی، نظام فکری و اصطلاحاتی که وضع کرده است در استعمار و ذلت و فلاکت و برزخ بین زندگی و مرگ (نه زندگی و نه مرگ) نگه دارد تا برای نجات دادن خودشان و فرزندانشان میلیونها میلیون راه بیراه مهاجرت به تهران و شهرهای دیگر غیرتورک نشین را در پیش بگیرند و در آنجاها توسط بازیهای شیطانی نژادپرستانه ضد تورک همین سیستم جهنمی ضد تورک (بازیهایی مثل تحقیر، تمسخر و توهین به تورک، آموزش و پرورش ظالمانۀ تک زبانه فارسی و فرهنگ مهاجم و تحقیرکننده ضد تورک حاکم در میان تمامی اقشار جامعه و تمامی انسانهای ملتهای غیرتورک به اصطلاح «ایرانی» و دیگر بازیهای شیطانی) به میلیونها «مانقورت» (تورک تهی شده از خودش و پر شده از دشمن ضد تورک) مبدل شوند.

هزاران بازی و هزاران خیانت و جنایت و خباثت در جهت محو انسان تورک

 سیستم جهنمی ضد تورک ایران هر وقت اقتضا کرده است و توانسته است و با مساعدت مانقورتها زورش چربیده است، هزاران هزار تورک را به جرم حق طلبی نسل کشی کرده است (وقایع سال سیاه 1325 هـ.ش/ 1946م. به بعد) و در صورت امکان هزاران هزار تورک را با شستشوی مغزی توسط ملا-سیدهای شیاد ضد انسانی چون خمینی دجال، در جبهه های جنگ صلیبی و مسلمان کش و بیهوده (مثل جنگ صلیبی و ضد مسلمان و ضد تورک و ضد عرب ایران و عراق) به کشتن داده است یا در صورت لزوم با دستهای خودش و با انگهای سیاسی نژادپرستانۀ مغرضانه گرفته و شکنجه کرده  و زندانی کرده و در صورت لزوم خفه کرده و می کشد و هر وقت اقتضا کرد، مثل زمان حاضر، میلیونها انسان تورک را در شهرهای آزربایجانی در گرسنگی و بیکاری و فقر نگاه می دارد و به فساد و فحشا و اعتیاد و نابودی جسمی و روحی می کشاند؛ به همین جا هم اکتفا نمی کند بلکه برای سرعت بخشیدن به قتل عام سیاسی این ملت اسیر و درمانده، دریاچۀ نمکش را می خشکاند و تروریستهای کورد را هزاران هزار در طول صد سال در خاکش اسکان می دهد و از این اشغالگران تروریست با طرح و اجرای بازیهای سیاسی دقیق و طراحی شده در جهان صلیبی ضد تورک غرب (انگلیس، روسیه، آمریکا، فرانسه و غیره) ، در راه اشغال خاک مادری ملت تورک آزربایجان حمایت مادی و معنوی می کند و ... . 

گفتمان نژادپرستانۀ ضد تورک در ایران جعلی و آزربایجان جنوبی اشغالی، بازیها (Games) و قواعد و اصطلاحات (Terms) مخصوص بازهای خود را دارد که با آن قواعد و اصطلاحات ملت تورک آزربایجان را یک صد سال است که استعمار فکری کرده و گرسنه و بیکار نگه داشته است: اصطلاحات و قواعد و بازیهایی چون ملت ایران، پان ترکیسم، پان عربیسم، اصول گرا، اصلاح طلب، ملی- مذهبی، خائن به ایران، تجزیه طلب، جاسوس بیگانه، فعالیت علیه امنیت ملی ایران ... . سیستم منحوس انسان خوار (تورک خوار و عرب خوار و فارس پرور و مانقورت پرور) ایران، از دوران رضا پالانی نوکر صلیبیان، رضا پالانی عقده ای منحوس نژادپرست ضد تورک، که آزربایجان را رسما اشغال کرد و به استعمار خود درآورد، با ایجاد قحطیهای مصنوعی میلیونها انسان تورک را از شهرها و روستاهای آزربایجان جنوبی به تهران و دیگر شهرهای فارس نشین مجبور به مهاجرت کرده است؛ و شهرها و روستاهای آزربایجان را از انسانهای جوان، کاری، غیور، شریف، زحمتکش، بی ادعا، صادق، فعال، کاری، و باعُرضه و با لیاقت تورک، از این «گنجینۀ انسانی» (نه «نیروی انسانی» و نه «سرمایۀ انسانی») بلکه از «گنجینۀ انسانی»، با پلیدترین، کثیف ترین و ضد انسانی ترین شیوه های صلیبی و استالینیستی خالی کرده. از تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران اژدهایی تورک خوار را آفریده تا میلیونها ملت تورک مرا به کام بکشد بجود؛ ببلعد، هضم کند و آنها را به صورت میلیونها مانقورت ضد تورک از ما تحت نحس خودش دفع کند و ملت جعلی فارس ایران را پرجمیعت تر و بزرگتر کند.

 در سدۀ شیطانی ضد تورک و ضد آزربایجان اخیر، سیستم استعماری ضد بشر و ضد تورک ایران (حاکمیت ضد تورک ایران، چه پالانی/ پهلوی و چه شیطانی/ اسلامی)، انسانهای تورک را از روستاها و شهرهای آزربایجان وادار به مهاجرت کرده و در تهران و شهرستانهای دیگر اطراف تهران و دیگر شهرهای فارس نشین اسکان داده و به عنوان برده و نوکر و حمال به کار کشیده است. البته اگر فقط به کار می کشید و به زبان مادری تورکی، فرهنگ تورکی، آداب و رسوم تورکی آزربایجانی، اعتقادات ملی تورکی آزربایجانی و داشته های مادی و معنوی ملت نگون بخت ما کاری نداشت، خیلی هم فاجعه نبود. فاجعه این جاست که این استعمار با مغز و فکر و هستی معنوی و مادی و هویت و کیستی و زبان مادری و داشته های فرهنگی اصیل و خلاصه با ریشه، بن، اصل هستی و موجودیت و خلاصه همه چیز ملت تورک آزربایجان سر و کار داشته است و در نابود کردن همه داشته ها، ثروتها و گنجینه های مادی و معنوی ما انسانهای ملت تورک و هضم و جذب انسانهای ملت ما در ملت جعلی حقیر خودشان (ملت فارس) جهت ایجاد ملت جعلی ایران (شما بخوانید ملت جعلی فارس/ پارس/ آریایی و...) ، برآمده است از این رو مدام در پی تعریف و بازتعریف ما ملت تورک با قواعد، بازیها و اصطلاحاتی برآمده است که به هر صورتی که ما بخواهیم، حتی به عنوان اپوزیسیون حاکمیتهای منحوس پهلوی و جمهوری شیطانی وارد این بازی شوم شویم سرانجامی جز شکست و هزینه سنگین دیگری روی هزینه های سنگین و کمرشکن مبارزات سدۀ اخیر (جنبشهای خیابانی، پیشه وری، شریعتمداری و غیره) نخواهیم داشت.

نفی و انکار نژادپرستانۀ انسان عرب و انسان تورک در گفتمان ایرانی، الگوی پایۀ نگاه ما

در بازی سیاسی گفتمان ایرانی انسان تورک و عرب ، که در مدارس و دانشگاهها و کلیّۀ مراکز علمی و فرهنگی ایران پذیرفته شده و توسط حاکمیت در سدۀ اخیر با تمام امکانات مادی و معنوی تبلیغ و ترویج شده است به راحتی درمی یابیم که انسان تورک و انسان عرب در این گفتان به عنوان «انسان» و «انسان ایرانی» تعریف نشده اند بلکه به عنوان «انیرانی/ بیگانه و ضد ایران و ایرانی»، یعنی «دشمن» تعریف شده اند. و جالب این که بیش از نیمی از جمعیت همین ایران اهریمنی ضد تورک و ضد عرب همین انسانهای تورک و عرب هستند!

نگاهی به تعاریف نژادپرستانه ای که فاشیسم راسیست و ضد تورک و ضد عرب ایرانی از زبانها و در نتیجه از ملتهای ایرانی دارد ما را به حیرت وامی دارد. در هنگام برشمردن «زبانهای ایرانی» (انسانهای ایرانی) ما درمی یابیم که اشتباهی رخ داده است و ما تورکان که نیمی از جمعیت ایران هستیم، ایرانی نیستیم! اصطلاح استعماری «زبانهای ایرانی» بپردازیم.بارها نوشته ام که اصطلاح سیاسی- ایدئولوژیک نژادپرستانۀ ضد تورک و ضد عرب «زبانهای ایرانی) که صرفا بر پایۀ اغراض استعماری صلیبی ضد تورک و نه بر پایۀ واقعیتهای اتنیکی و جمعیتی ملل ساکن ایران و به ویژه ملت تورک آزربایجان تدوین شده است و هدفی جز انکار موجودیت و زبان و هستی و هویت میلیونها انسان تورک، تورکمن و عرب ندارد، معیاری ثابت و انعطاف ناپذیر در جهان بینی حاکم در مملكت گل و بلبل ایران است:

 در كتابهای زبان شناسی نژادپرستانۀ در سطح مدارس و دانشگاههای ایران «زبانهای ایرانی» را چنین برمی شمارند: «زبان فارسی/ دری، زبان تاجیكی، زبان كردی، زبان بلوچی، زبان تاتی، زبان تالشی، زبان گیلكی، زبان لری و بختیاری، زبان مازندارنی یا طبری، زبان لکی، زبان لاری و ...»!!! (برای مثال ر.ك. تاریخ زبان فارسی، دکتر مهری باقری، تهران: نشر قطره، 1375، صص103-111 و تاریخ زبان فارسی، دکتر محسن ابوالقاسمی، تهران، سمت، 1373، صص 283-287) معنی و مفهوم لیست بالا کاملا گویا، مشخص و واضح است: انسانهای فارس (چه فارس ایرانی باشد چه تاجیک افغانی یا تاجیک تاجیکستانی)، کورد، لر، بلوچ، گیلک، تالش، تات، مازندرانی، لک، لار و ... اینها همه، «انسانهای ایرانی» شمرده می شوند بنابریان حق حیات و برخورداری از مادیات و معنویات کشور و نیز حق گسترش و پرورش زبان مادری، فرهنگ و داشته های مادی و معنوی خودشان را دارند چرا که در تعریف ایرانی هستند و نژادپرستان فارس و غیرفارس حتی انسانهای عادی فارس و غیرفارس هر جا سخن از ایران و ایرانی می زنند منظورشان ملل یادشده در بالاست نه ملل تورک، تورکمن و عرب.  چرا که در این لیست ایرانی، ما هرگز اسمی از زبان تورکی و زبان عربی نمی بینیم. معنی صریح آن این است که ما میلیونها انسان تورک و عرب در ایرانِ اهریمنی ضد تورک و ضد عرب، تا زمانی که به زبان تورکی و عربی سخن بگوییم و از هستی و هویت خودمان دست برنداریم، «انسان ایرانی» یعنی «انسان» و «انسان موجود زنده» محسوب نمی شویم و باید و باید و باید بنا به اوامر ملوکانه گفتمان نژادپرست و ضد تورک و ضد عرب حاکم، از تورک بودن و عرب بودنمان دست برداریم و مانقورت (فارس گونۀ ضد تورک و ضد عرب) شویم تا «انسان ایرانی» محسوب شویم. یعنی گفتان ایران و ایرانی شرط ایرانی شدن و ایرانی ماندن ما را در ترک تورک بودنمان، زبان مادریمان و به تبع ان هستی، هویت و کلیّۀ داشته ها و گنجینه های مادی و معنوی مان که همگی منوط و مربوط به زبان مادریمان است، کرده و می کند. و در این راه به هزار حقه بازی در پوشش فریبنده تحقیقات علمی، مثل علم ژنتیک و غیره متشبث و متوسل می شود. نمی دانم واضح تر از این کسی می تواند انسان ایرانی را در گفتمان نژادپرستانۀ ضد تورک و ضد عرب فارسی- ایرانی تعریف کند که بازیگران این گفتمان اهریمنی نژادپرستانۀ ضد تورک و ضد عرب، خودشان این گونه تعریف کرده و می کنند؟ آیا ابهامی در این تعریف مشاهده می شود؟ چرا با وجود تصریح و آشکاری حدود و ثغور و ماهیت و چیستی و چگونگی این گفتمان شیطانی ایرانی، بعضی از به اصطلاح خودیهای تورک ما اصرار دارند که به نحوی موضوع را به عوامل دیگر ربط دهند و مثلا این موضوع را که دولت خبیث ضد تورک و کوردپرست ایرانی «حسن روحانی» حق آموزش به زبان کوردی را در مدارس و دانشگاهها به انسانهای ملت کورد می دهد و به ما تورکها نمی دهد به عوامل دیگری چون باعرضه بودن کوردها و بی عرضه بودن ما تورکها و غیره منسوب کنند و آدرس را اشتباهی دهند؟

این است تعریف ایران و ایرانی در صد سال اخیر که توسط حاکمیتهای پهلوی و جمهوری اسلامی انجام و بر اساس آن تمامی سیاستهای نژادپرستانۀ ضد تورک و ضد عرب، چون اسکان کوردها در خاک آزربایجان (آزربایجان غربی) و اسکان فارسها در شهرهای عربستان ایران (خوزستان جعلی) دقیقا از طرف حاکمیت پهلوی و جمهوری شیطانی اجرا شده است و این حاکمیتها هرگز و هرگز و هرگز از این تعریف انسان ایرانی سر مویی تخطی نکرده اند وگرنه اربابان صلیبی غربی شان (بالاخص انگلستان، روسیه و آمریکا) حتی یک ساعت نیز راضی به ادامه حاکمیت هیچکدام نمی شدند و نمی شوند. با این تعریف تکلیف ما انسانهای تورک که از قضا هویت طلب، حق طلب، زبان مادری طلب و وطن طلب شده ایم و به این تعریف ظالمانۀ ضد انسانی اعتراض داریم و هرگز راضی به نابودی تمامی انسانهایمان نمی شویم، معلوم و مشخص است: استقلال خواهی و جداکردن انسانهای ملت خودمان و خاک زرخیز آزربایجان از پیکر ایران اهرمنی؛ ایرانی که همه ملل ساکن در خودش را ایرانی می داند و ما را هرگز جزو «انسان» و «انسان ایرانی» نمی شمارد به چه کار ما می آید جز این که همین گفتمان حاکم، کارخانۀ عظیم مانقورت سازی و هضم و جذب و دفع انسانهای تورک و تولید میلیونها جانور دو پای ضد تورک مانقورت است؟

نتیجه

وقتی هدف غایی و اصیل گفتمان ایران و ایرانی با آن ایدئولوژی پوسیده نژادپرستانۀ ضد بشری ضد تورک و ضد عرب خودش «نابودی ملت تورک و عرب» به هر نحوی از انحاست و این گفتان نژادپرستانۀ ضد انسانی، من انسان تورک را انسان و ایرانی نمی شمارد من چرا باید انتظار داشته باشم که ملا و سیدهای مکار فراماسون صلیبی تعلیم دیده در لندن چون خامنه ای و روحانی و رفسنجانی و خاتمی و مصباح یزدی، مکارم شیرازی، مهدوی کنی و... به من حق آموزش به زبان مادری تورکی را بدهند؟ معادن طلا، مس و سنگهای معنی باارزش مرا به نفع خودشان و به کام ملت دردانه فارس خودشان به غارت نبرند؛ دریاچۀ عظیم نمک اورموی مرا به قصد خشکاندن آن با زدن بیش از 103 سد جلوی رودخانۀ حوضه آبریز این دریاچه به نفع ملت ایرانی کورد و به نفع ملت نورچشمی یکی یکدانۀ فارس نخشکانند؟ انسانهای ملت تورک مرا با کثیف ترین و پلیدترین و ظالمانه ترین توطئه ها و برنامه های ضد انسانی در تخصص کمترین حد بودجه به شهرهای من گرسنه و بیکار نگه ندارد تا از زور فقر و استیصال به مواد مخدر پناه بیاورند، مواد مخدری که تن تن توسط کامیونهای سپاه پاسداران به شهرهای آزربایجانی ترانزیت و به صورت سیستماتیک به قصد نابودی جوانهای ملت من پخش می شود؟ و ... . آیا نمی بینیم که صد سال است دشمن خونی ما بر ما تورکان حکم می راند و حکومت می کند. از دشمن انتظار ترحم داریم، از دشمنی که مأمورتش نابود کردن تمامی انسانهای ملت تورک ماست؟ 

حال این گفتمان پلید ضد تورک نام مبارزان حق طلبی چون مرا «پان تورکیست، تجزیه طلب، خائن به ایران و ایرانی، فعال علیه امنیت ملی ایران، جاسوس بیگانه  و ...» هر چه می خواهد می گذارد و گاه در کامنتهایی که توسط مأموران کارکشته اطلاعاتی خودش در ذیل مقالات من و امثال من می نویسد به صورت سازمان یافته و عمدی اصل موجودیت من و امثال مرا در ایران بالکل منکر می شود و می کوشد مرا یک جاسوس از تورکیه و آزربایجان شمالی بشناساند و تلقی کند، چه فرقی دراصل قضیه یعنی کینه و دشمنی ذاتی ایرانیان حاکم در رفتار من می کند؟ تعریفهای انسانهای ایرانی و انیرانی از بیش صد و پنجاه سال پیش و در تاریکخانه های مخوف لژهای فراماسونری نوشته شده است و در آنها حسب الامر ارباب حلقه های صلیبی، من انسان تورک انیرانی ضد ایران و دشمن تعریف شده ام و تمامی مساعی ایران و ایرانی طبق فرموده استعمار صلیبی باید در جهت امحای مادی و معنوی انسانهای ملت من و برده سازی و مانقورت سازی از ملت تورک من باشد، کاملا مشخص و واضح و مبرهن است. چرا ما نمی بینیم؟ آیا دلمان نمی خواهد ببینیم یا خدا ما را برای بردگی برای فارسهای حاکم و مانقورت شدن آفریده است؟ آیا هزاران توطئۀ رنگارنگ حاکمیت فارس را در سدۀ اخیر در جهت محو ملت خودمان نمی بینیم که باز هم برخی از ما به رفراندم و فدرالیسم و ماندن در کنار دشمنان مانقورت سازمان اصرار می ورزند؟  رفراندم برای چه؟ آیا در این خفقان صد ساله اجازه یک سال اظهار وجود و تبلیغ جز سال مقدس 1324 هـ.ش./ 1945م. (دوره حکومت ملی به رهبری پیشه وری) به ما داده اند که به رفراندم راضی شویم؟ آیا می توانیم از آثار تبلیغات سمی صد سالۀ اینها و رسوبات متعفن نژادپرستی ضد تورک در این صد سال اخیر در ذهن و دل میلیونها انسان تورک قربانی خودمان مطمئن شده و به رفراندم راضی گردیم؟ آیا سرنوشتی جز شکست در انتظار ما خواهدبود؟ صد سال است که تمامی امکانات دولتی، تمامی رسانه ها، آموزش و پرورش و سیستم آموزش عالی دانشگاهها و کلیّۀ داشته ها و امکانات سیاسی، فرهنگی و علمی دربست و منحصراً در چنگ دشمنان غدّار خونی استعمارگر ماست که هرچه سخنان متعفن نژادپرستانۀ ضد تورک و ضد عرب که دلشان خواسته و بر دل پلیدشان آمده، و بر مغز کثیفشان خطور کرده، گفته اند و هرچه افکار مسموم نژادپرستانه هست به خورد انسانهای ملت تورک ما داده اند. چند سال طول می کشد که سموم صد سالۀ ضد تورک و ضد عرب را از ذهن و دل و قلب و روح و جسم ملت تورک خودمان بزداییم و حق آنها را در کمال آزادی به انها گوشزد کنیم: یک سال؟ نه سال؟ نود سال؟ صد سال؟!

این جا ایران است و در این ایران صِرف حرف زدنِ من به زبان مادری ام، تورکی آزربایجانی، کاری سیاسی و مخل امنیت ملی ایرانی، عملی تجزیه طلبانه و ضد منافع ملی ایرانی، خیانت به ایران و ایرانیان و بالاخص پان تورکیستی است. پس جهان به من بگوید که چرا باید پان تورکیست نباشم؟! 

اوجالان ساوالان- جمعه 21/12/1394          2015/03/11

Share/Save/Bookmark
 
آدرسهای ما - Follow us

YouTube

 -----

Facebook

----- 

Twitter