English            Latin   

برای دریافت مطالب جدید به این آدرس www.azoh.net  مراجعه فرمایید

Yeni Adresimiz www.azoh.net

New Address www.azoh.net

پربیننده؛ سال گذشته

سید علی حسینی خامنه ای: «هویت ملی ما به خط و زبان فارسی است»- اسداله خلخالی

چرخش ١٨٠ درجه ای خامنه ای در بعضی از مواضعش

مواضع سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در آغاز اقلا در دو مورد کلیدی زبان فارسی و اشغالگری ارمنستان در طرفداری صریح از قومیتگرائی افراطی فارسی، پارسیگری و ترکستیزانه نبوده است. به عنوان مثال وی سالها قبل هنگام اشاره به اشغال اراضی آذربایجان توسط ارمنستان، آنرا با نسل کشی بوشناکها توسط صربستان یکی شمرده بود: «البته بنده، امروز راجع به فجایع یوگسلاوی سابق عرض کردم. اما فقط آن نیست، در همین نزدیکی خودمان آنچه با مسلمین منطقه ای از جمهوری آذربایجان در قره باغ می شود مثل همان فجایع است». خامنه ای در سفر به تبریز که بعد از اعتراضات ملت ترک به حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران از ارامنه انجام پذیرفت، در جمع مردم از عدم حمایت ایران از ارامنه سخن رانده و شدیدا مورد استقبال قرار گرفته بود. (این استقبال در مقایسه با پرتاب شدن گوجه فرنگی له شده به ماشین حامل هاشمی رفسنجانی از سوی همان مردم دارای پیامی مهم بود). خامنه ای در گذشته در مواردی نیز با تسلیم شدن به خرد فرهنگی به آنان که زبان فارسی را از ارکان وحدت ملی می شمردند اعتراض نموده و صرفا دین اسلام را عامل وحدت ملت ایران دانسته بود: «عامل وحـدت ملت ایران زبان فارسی نیست، دین اسلام است» (۱۹/۴/۱۳۷۹ خطاب به کارگزاران نظام). وی در نامه تبریک و تشکر به دکتر جواد هئیت به سبب تالیف کتاب “تاریخ زبان و لهجه های ترکی” (١٣۶۵) از وی با عبارت «شما زبان‌ و فرهنگ‌ ما را احیا نمودید» تقدیر کرده بود. همچنین او در گذشته در مواردی هنرمندان ترکی گوی را مورد التفات قرار داده بود. محمدرضا سرشار، مشهور به رضا رهگذر در این باره می گوید: «قصه ای بود به نام «دوستان» که قسمتهایی از آن را به زبان ترکی اجرا کردم. مقام معظم رهبری از اجرای بخشهای ترکی آن خوششان آمده بود و از من پرسیدند: «شما خودتان ترک زبان هستید؟» و وقتی که گفتم: «نه» گفتند: «ترکی را خیلی خوب صحبت می کردید؛ به طوری که به نظر می رسید یک ترک زبان دارد آن را اجرا می کند».

اما سیر حوادث و وضعیت موجود ایران نشان داد که مواضع اولیه ظاهرا انسانی خامنه ای صادقانه نبوده و نمایشی در جهت فریفتن افکار عمومی ملت ترک بوده است ویا در بهترین حالت، وی نیز با مرور زمان و صعود در پلکان دولت و جلوس بر مسند رهبریت، مانند بسیاری از دیگر دولتمردان ایرانی تسلیم ایدئولوژی رسمی فارسگرایانه و ترک ستیزانه دولت ایران در سده اخیر شده است. سیستم فارسگرای ضدترک و ضدآذربایجانی نهادینه شده در دولت ایران پس از شکست انقلاب مشروطیت به سال ١٩٠۵م. (1284 هـ.ش.)، ریشه دارتر از آن است که توسط افراد، متزلزل و اصلاح شود. در حالی که مجموعه ی دولت و نظام، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، شورای عالی امنیت ملی، شورای نگهبان قانون اساسی، تمام دستگاه وزاراتخانه های ارشاد، خارجه، کشور، آموزش و پرورش، آموزش عالی، میراث فرهنگی، مدیریت و بیشتر استادان دانشگاهها، گردانندگان دائره المعارفها، مدیران و گردانندگان رادیو و تلویزیون، تمام بدنه روشنفکری فارسی، فرهنگستان زبان، حوزه های علمیه ….. همه و همه هویت و زبان قوم اقلیت فارس را رکن و اساس هویت و وحدت ملی همه مردمان ایران می دانند، مخالفت فردی و یا توصیه اصلاحی یکی از مقامات در این موضوع، نمی تواند جایگزین یک روش رسمی و قانونی و برنامه ریزی شده فراملی و پیگیر شود. زیرا علاقه سطحی و موضعگیری احساسی اشخاص – همانگونه در مورد سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای دیده شد- تغییرپذیر و غیرالزام آور است و در سطح مانده مسئولیت ساز نیست، حال آنکه تدوین اصول پذیرفته شده سراسری، قانونی و پایدار، ریشه دار، مسئولیت ساز و الزام آورند.

عقیده نادرست خامنه ای به فارس زبان بودن کشور ایران و همه مردم و ملل ساکن در آن:

در حالیکه در ایران بیش از سی میلیون ترک زندگی میکنند و فارسها فقط یکی از اقوام ساکن در ایرانند، دولت جمهوری اسلامی ایران خود را نه با آذربایجان و ترکیه، بلکه با افغانستان و تاجیکستان همزبان میشمارد. این دولت، فرهنگستان زبان فارسی و بنیاد گسترش زبان فارسی تاسیس و برنامه فارسی را پاس بداریم درست کرده و فارسی را نه تنها به فارسها بلکه به اجبار به دیگر ملتهای ساکن در ایران نیز می آموزاند؛ اما فرهنگستان زبان ترکی و بنیاد گسترش زبان ترکی تاسیس نکرده و برنامه ترکی را پاس بداریم راه نیانداخته و به ترکها زبان ترکی را نمی آموزد. با این اوصاف میتوان گفت که دولت جمهوری اسلامی خود را دولتی فارس می شناسد. سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای نیز به عنوان جزئی از کل جامعه نخبگان فارس و مجموعه دولت و گردانندگان کشور در دوره های پهلوی و جمهوری اسلامی٬ ایران را کشوری فارسی زبان تصور می نماید. چنانچه او در مقاله “زبان مادری را پاس داریم”٬ با در هم آمیختن عمدی دو مقوله جدای زبان مادری و زبان رسمی، و در خبطی آشکار زبان مادریش فارسی را زبان مادری همه ایرانیان جازده و از همه ایرانیان به شکل “ما فارسیزبانان” یاد کرده است. وی حین قیام ملی خلق ترک در آذربایجان در دیدار با حامد کرزایی رئیس جمهور افغانستان٬ دیگربار کشور ایران را به نادرستی کشوری فارسی زبان معرفی نموده، تحکیم پیوندهای سه کشور گویا فارسی زبان ایران٬ افغانستان و تاجیکستان را به نفع این کشورها خوانده و بر تلاش بیشتر در این زمینه ها تاکید کرده است.

این درست است که زبان مادری سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای فارسی است، اما آنچه که می بایست به وی و دیگر سران جمهوری اسلامی مکررا یادآوری نمود این است که فارسی، زبان مادری همه ایرانیان نیست، قوم فارس – که در قرون نوزده و پیش از آن در ایران تاجیک نامیده می شد- در آغاز قرن بیستم در این کشور اقلیتی ٨ درصدی و امروز نیز صرفا اقلیتی ٢۴-٣٢ درصدی است. ناآگاهی و نادانی در باره ترکیب ملی کشور، فارسیزبان خواندن ٧۶-۶٨٪ از مردم ایران که فارس زبان نیستند، آنهم از طرف عالیترین مقام دولتی، توهین به مردم ایران، تفرقه افکنی ای بشدت تنشزا و فاجعه ای عظیم و خطائی نابخشودنی است.

باور نادرست خامنه ای به ملی بودن زبان قوم اقلیت فارس:

آقای سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای رهبر کشور کثیر الملله ایران٬ زبان مادری اش فارسی را -که زبان مادری و ملی اقلیتی ٢۴-٣٢ درصدی در ایران است- به نادرستی زبان ملی همه ملتهای ساکن در ایران میداند. به عبارت دیگر هر جا که وی سخن از زبان ملی میراند، منظور وی زبان قوم اقلیت فارس و هر جا که وی از وحدت ملی سخن می گوید مقصدش تفریس و تفرس یعنی یکسانسازی، فارسسازی و فارسیگری و در یک کلام فارس شدن کامل ایرانیان غیرفارس- غیرفارس زبان است. او بر این عقیده نادرست است که «هویت ملی ما [همه ایرانیان شامل ملل غیرفارس] به خط و زبان فارسی است». ‌‌(در دیدار با روِسای دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی ۲۳/۵/۱۳۸۵). و «زبان ملى [قوم اقلیت فارس]٬ مهمترین و اصلى ترین شاخص هویت فرهنگى یک ملت [همه ایرانیان شامل ملل غیرفارس] است٬ و هرچه بر ذهنیت این ملت [همه ایرانیان شامل ملل غیرفارس] حاکم باشد٬ هر مذهبى٬ هر ایدئولوژى٬ هر آداب و سنتى٬ و هر گذشته و تاریخى که داشته باشند٬ تجسم و تبلورش در زبان ملى [قوم اقلیت فارس] است». (مجله سروش٬ شماره ٧٧٠ ٬ سال هفدهم ٬ ص ۶).

در اینجا می بایست صریحا تاکید نمود که این طرز تفکر در میان دولتمردان ایران که سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای نیز حامل و صاحب آن است و زبان یک ملت یعنی زبان اقلیت فارس را شاخص هویت ملی و فرهنگی ملل دیگر یعنی ملل غیرفارس ساکن در ایران می شناسد، چیزی به جز نژادپرستی، کولونیالیسم و فاشیسم خالص نیست.

خیالبافی در باره زبان قوم فارس و استفاده ابزاری از احساسات دینی برای تبلیغ آن:

سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای به هنگام سخن گفتن در باره زبان مادری خود و قوم فارس٬ همواره احساساتی شده و پیوسته ادعاهای غلوآمیزی می نماید. وی که به گفته خود «شیفته» زبان مادری خویش فارسی است، از زبان پارسی آرمانی اش، به دفعات بعنوان «شجره طیبه» نام برده است. خامنه ‌ای در دیدار با اعضای دومین مجمع بین‌المللی زبان فارسی می گوید: «هر کس به معارف بشری علاقه‌مند باشد، باید برای زبان فارسی ارج و مرتبه‌ای خاص قائل باشد؛ زیرا این زبان پرظرفیت، شیرین، رسا و زیبا توانسته است بخش عظیمی از مناطق جغرافیایی جهان را تحت تسلط و سیطره ی معنوی خود درآورد، با نفوذ معنوی، کارآیی، شیوایی و قدرت بلاغت خود در دل ملتها جا باز کند و برای آنان فرهنگ، دین، معرفت و تمدن به ارمغان آورد». وی در ادعای گزاف دیگری گفته است: «اکنون زبان فارسی، بهترین حامل و رسانه برای معارف، افکار، نوآوری و تمدن عمیق اسلامی محسوب می‌شود و بر این اساس، وظیفه‌ ی ما در قبال زبان فارسی بسیار سنگین است» ‌‌(در دیدار با اعضای دومین مجمع بین‌المللی زبان فارسی ۱۲/۱۲/ ۱۳۷۷)‌. او در نخستین سمینار زبان فارسى در صدا و سیما، خیالبافی در باره زبان مادری اش فارسی را به اوج رسانیده و آنرا «نعمت الهى٬…. زبان انقلاب و دین و اسلام انقلابى و مطلوب و محبوب ملتها» دانسته و همچنین ادعا نموده است: «راه دست یافتن به کتب ادبیات و اخلاق علمى منحصرا آموختن زبان فارسى است». افراط و غلو در فارسیگری و همه فارس بینی و همه فارس انگاری خامنه ای باعث شده که او در دیدار با اعضای هیئت‌های علمی و اجرایی و میهمانان کنگره دولتی و فرمایشی شهریار، در توهینی آشکار به ملت ترک و آذربایجانیان، شهریار را صرفا «از ماندگاران شعر فارسی» قلمداد کند.

در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:

- برای درک بی پایگی ادعای سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در باره رابطه زبان و ادبیات فارسی با اخلاق علمی، کافی است به وضع اسفناک زبان و ادبیات فارسی و نبود چیزی بنام اخلاق علمی در جامعه ایران- که به زور سرنیزه جمهوری اسلامی مجبور به آموختن “شجره طیبه فارسی” شده اند نگاهی کرد.

- همه زبانها نعمت و طبق باور مذهبیون نعمت الهی اند و این خصلت در انحصار زبان فارسی، زبان مادری سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای نیست.

- گرچه زبان فارسی را می توان به عنوان زبان دولت بنیادگرای شیعی و قومیتگرای فارس جمهوری اسلامی قبول نمود، اما این زبان به هیچ وجه زبان تمدن اسلامی و بویژه دین اسلام چه از نوع انقلابی و چه از نوع غیرانقلابی آن که اصولا مدافع برابری نوع بشر و مخالف سرسخت نژادپرستی و از جمله نژادپرستی ایرانی و شعوبیت فارسی است نمی باشد. زبان برگزیده اسلام صرفا عربی و زبان تمدن اسلامی، همه زبانهای ملل مسلمانی است که به نحوی در آفریدن این تمدن سهیم بوده اند.

- زبان فارسی در عصر حاضر به هیچ وجه مطلوب و محبوب ملتها نیست. علاوه بر پسرفت روز افزون زبان فارسی و افول پرستیز آن در منطقه و جهان، در داخل ایران نیز این زبان به عنوان زبانی تحمیلی، قاتل و مبلغ نژادپرستی آریایی و بنیادگرائی شیعی، استبداد شرقی و توسعه نیافتگی مزمن خاورمیانه ای، مورد انزجار ملل غیرفارس ایران مخصوصا ترکان بوده و مطرود آنهاست. کافی است سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای به شعارهای جوانان ترک در قیام اخیر که در پرخاشی احساسی زبان قاتل، تحمیلی و استعماری فارسی را به زبان حیوانات تشبیه نمودند توجه کند.

- در ادبیات جهانی اساسا شهریار فارسی سرا و اشعار فارسی شهریار شناخته شده نیستند. وی صرفا به خاطر آثار ترکی اش و بویژه حئیدربابایا سلام که “از ماندگاران شعر ترکی” محسوب می شود و به بیش از ١٠٠ زبان ترجمه گردیده، شناخته شده و شاعری جهانی قلمداد می شود.

زبان فارسی، همه چیز سید علی حسینی ملقب به خامنه ای:

«زبان مادری را پاس داریم» عنوان مقاله ای است از سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در هفته نامة «همراز». وی در این مقاله نه تنها خود بلکه مطابق معمول دولتمردان رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی، همه ایرانیان را نیز فارسی زبان عد کرده و زبان مادریش فارسی را «همه چیز ما و رمز هویت ملی ما» (ایرانیان) شمرده است: «زبان فارسی برای ما فارسیزبانان، چه ایرانیان و چه ملتهای دیگری که به زبان فارسی تکلم میکنند، یک میراث عظیم و باشکوه و بسیار ارزشمند و مایة سربلندی و از گنجینه های عظیم موارث فرهنگی و در واقع همه چیز ماست. در واقع زبان فارسی رمز هویت ملی ماست……… زبان فارسی .، نه فقط برای فارسیزبانان، بلکه برای همة کسانی که علاقمند معارف والای بشری هستند، یک ذخیرة باارزش و یک چیز مهم و قابل پیگیری و فراگیریست». سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در دیدار با شرکت کنندگان “مجمع بین المللى زبان فارسى” در دى ماه ١٣٧۴ در تهران نیز طى سخنانى هیجانزده از زبان مادری خود فارسى، با تعابیر اغراق آمیزی چون “رمز هویت ملى”٬ “میراث عظیم و باشکوه”٬ “جویبار پر فیض از گنجینه عظیم مواریث فرهنگى” و “همه چیز ما” نام برده است. (یاد ایام٬ ماهنامه اداره کل تبلیغات دولت٬ سال دوم. ١٢. اسفند ١٣٧۴).

آنچه که رهبر جمهوری اسلامی نمی داند:

- همه ایرانیان به فارسی تکلم نمی کنند، فارسی صرفا زبان ٣٢-٢۴ درصد از آنان است.

- در ایران زبان همیشه عامل کثرت و تکثر بوده است و نه عامل وحدت.

- هویت ملی و رمز و رموز آن (اگر منظور هویت مشترک و فراملی مردمان و ملل ساکن در داخل مرزهای ایران است) – همانگونه که زمانی خود نیز به آن اذعان کرده بود- بر اساس عناصر مشترکی مانند شهروندی تعریف می گردد نه بر اساس زبان فارسی که صرفا زبان اقلیتی ٣٢-٢۴ درصدی در ایران بوده و منحصرا زبان مشترک بین فارسان و تاجیکان است.

- گزاره های بی اساسی که در کتابها و برنامه های دولتی برای تحبیب زبان فارسی و در واقع برای تحقیر زبان ترکی بیان می‌شوند و سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای نیز گاه و بیگاه آنها را طوطی وار تکرار می کند، هیچ پشتوانه منطقی و علمی ندارند. اینکه زبان فارسی «همه چیز ما است» و «رمز هویت ملی ماست»، سخنی مهمل و سخت به گزافه است. زبان قوم همسایه فارس، زبان فارسی چگونه و با چه دلایلی «همه چیز و رمز هویت» ما ترکان شده و زبان ترکی «هیچ چیز ما و بی ربط با هویت ملی»مان؟

پشت پرده تحبیب و تبلیغ خامنه ای از زبان مادری اش فارسی: تحقیر زبانی ترکان

اکنون بیش از ١٠٠ سال از شکست انقلاب مشروطه (١٩٠۶) که نقطه آغازین تسلط قومیتگرائی فارسی بر ارکان دولت ایران ایران است و بیش از هشتاد سال از تاسیس دولت پهلوی می گذرد. سیاست زبانی حکومتهای مختلف در این دوره مبتنی بر تحبیب زبان فارسی بوده است. در دورة پهلوی این سیاست بر اساس محوریت و برتریت زبان فارسی و بر کنار گذاردن زبانهای عربی و ترکی استوار بود ولی در دوره جمهوری اسلامی، با حفظ برتریت و محوریت زبان فارسی، زبان عربی نیز در مرکز توجهات قرار گرفت و محکوم نهایی زبان ترکی بود. بی تردید حفظ برتریت زبان فارسی در جامعه ایران، بدون پشتیبانی فعال نهادهای معطوف به قدرت و در راس آنها دولت در طول قرن بیست و رهبری و دستگاه روحانیت فارس در دهه های اخیر ممکن نیست، سخنان و ادعاهای سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در تبلیغ و تحبیب زبان مادری اش فارسی نیز از این جنبه می باید مورد بررسی قرار گیرند:

- دست یازیدن به متون مقدس و سخنان بزرگان دینی برای تبلیغ زبان و قوم فارس از طرف دولت، رهبر جمهوری اسلامی ایران و روحانیون فارس، نشان از عجز و درماندگی و نادرستی نگرش این دولت، نهادها، رهبر، روحانیون فارس و دیگر مقامات جمهوری اسلامی به فرهنگ و حقوق انسانی دارد.

- از موضع علمی، یک محقق می‌تواند در باره‌ زبان فارسی و سره و ناسره ‌اش صحبت کند اما صحبت‌ کردن یک خادم دین و فردی دولتی مانند حجت الاسلام سید علی حسینی ملقب به خامنه ای که نه محقق و نه دانشمند و نه زبانشناس است، آنهم از موضع سیاسی در باره‌ زبان مادری خود فارسی، و با توجه به اینکه وی در مقام رهبری مستبد در کشوری کثیرالمله و چندزبانه قرار دارد، سرکوب و فاشیسم عریان و زائیده از ذهنیتی نژادپرستانه و استعماری است، اگر چه مبتنی بر بعضی پشتوانه‌ های نظری و یا تاریخی هم باشد.

- آیا سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای متوجه است که تبلیغ زبان یک قوم که در ایران به طرزی کاملاً تصادفی از سوی قدرتی خارجی و استعماری به اقتدار سیاسی رسیده، آنهم به نام تقویت فرهنگ ملی و در سمینارهائی مانند “مجمع بین المللی زبان فارسی” که پی در پی و با استفاده از ثروتها و منابع مالی ملل غیرفارس ساکن در ایران برگزار می شوند خیانت به بیت المال و ملل ایران است؟ آیا وی آگاه است که منابع مالی کشور تنها منحصر به قوم فارس و زبان مادری اش فارسی نیست؟

- نظریه پردازیهای این چنینی از سوی خامنه ای دیگر مقامات جمهوری اسلامی در باره خصوصیات خارق العاده فرضی زبان فارسی در ایران، ادامه کار پژوهشی نویسندگان دولتی با جهت گیری خاص است که برای منکوب کردن زبان ترکی در آذربایجان و ایران پی گرفته می شود.

- هدف غائی این نظریه پردازیها عبارت است از تلقین و القاء و تبلیغ برتریت و خارق العاده بودن زبان فارسی و این که نشان دهند زبان ترکی از هیچ جنبه قابل مقایسه با زبان برتر فارسی نبوده و خاصیت لازم برای رسمی و دولتی شدن و اصولاً دارا بودن عنوان زبان را ندارد، و اینکه زبان و فرهنگ ملل غیرفارس تحت ستم در ایران هیچگونه ریشه ای ندارند و مثل علف هرزه باید نابود و ناپدید شوند.

- استعمار و استثمار یک ملت بواسطه خوار شمردن زبان آن ملت و با نیت نابودی زبان و فرهنگش، استفاده ابزاری از یک زبان و فرهنگ (فارسی) برای خوار شمردن زبان و فرهنگهای دیگر (ملل مسلمان غیر فارس ساکن در ایران) و در جهت اعمال و ادامه سیادت و رجحان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی قومی خاص (در ایران قوم فارس) بر ملل تحت ستم؛ از غیراخلاقی ترین، بی رحمانه ترین، ظالمانه ترین و خشن ترین نوع استعمار در تاریخ بشریت است.

- سیاست تحبیب فارسی و تحقیر زبانی غیرفارسان بر اساس محرکه های استعماری و استثماری که از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران در تمام ابعاد اجتماعی و در تمام رسانه ها و مراکز تحصیلی و آموزشی و نهادهای علمی و تحقیقاتی و نشریات ادبی و تاریخی و … پیگیری می شود از نمونه های نادر در جهان است. اروپائیان در مستعمره های قدیمی آفریقائی و آسیائی خود و در کشورهای اشغال شده، هرگز اقدام به نابودی زبان و فرهنگ ملتی اقدام نکرده اند.

خامنه ای: زبان فارسی، زبانی مظلوم میباشد.

«امروز زبان فارسی) زبان مادری خامنه ای) زبان مظلومی می باشد٬ چون به عمد با این زبان مبارزه شده است». این ادعای حیرت العقول از آن خامنه ای است. برخلاف مظلوم نمائی سید علی حسینی ملقب به خامنه ای، نه تنها زبان فارسی زبانی مظلوم نیست بلکه:

- صد در صد بودجه فرهنگی و اجتماعی ایران از طرف جمهوری اسلامی صرف حفظ، گسترش و ارتقا موقعیت زبان و فرهنگ فارسی می گردد، و این در حالیست که دیگر فرهنگ ها و زبان های موجود در ایران، از چنین بودجه هائی و کلا هر گونه حمایت دولتی محرومند.

- هر ساله از طرف جمهوری اسلامی ایران دهها میلیون دلار هزینه چاپ و اهداء کتابهای فارسی به افغانستان و تاجیکستان و … می شود، اما اکثریت ترک ایران در کشور خود همچنان از حقوق حداقلی زبانی خود نیز محروم است.

- جمهوری اسلامی واقعیت حضور و اکثریت بودن ترکان در ایران را نادیده میگیرد، مقامات آن شامل خود خامنه ای ایران را کشوری فارسزبان می نامند،

- سیاست ضد انسانی یکپارچه سازی و نابودی زبان، فرهنگ و ملتهای مسلمان ساکن در ایران بلاانقطاع و با صرف بودجه کلانی از ثروت ملی اجرا می شود،

- زبان ترکی در ایران به رسمیت شناخته نشده، در محاکم قضایی و ادارات دولتی هیچ سندی به این زبان تنظیم نمی‌شود،

- نامهای ترکی کودکان به اتهام بیگانه بودن در شناسنامه‌ها ثبت نمی‌گردد، حتی نامگذاری اماکن بدین زبان نیز غیرقانونی اعلام شده است،

- زبان و ادبیات ترکی در مدارس در مناطق ترک نشین و به کودکان ترک آموزش داده نمی‌شود،

- ترکها که در اکثر مناطق ایران حضور دارند همچنان از داشتن هر‌گونه رسانه سراسری رادیو ـ تلویزیونی و مطبوع محرومند

- در ایران هیچگونه مراکز آکادمیک و تحقیقاتی، دانشگاهها و فرهنگستانها برای بررسی و تدقیق زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ ترک وجود ندارد

....

و این همه در حالی است که زبانهای اقوام ساکن در دو همسایه‌ شرقی و غربی ایران یعنی افغانستان و عراق از کردی و ازبکی و ترکمنی و.... در آن کشورها رسمی اعلام شده اند. آری، این است معنی واقعی مظلوم بودن یک زبان! وانگهی اگر که به گفته خامنه ای معیار مظلوم بودن زبانی مبارزه با آن است، در آن صورت زبان ترکی در ایران به طریق اولی، صدها و هزارها بار بیشتر از فارسی مظلوم خواهد بود، زیرا ترکان ایران و آذربایجان جنوبی، هر روز شاهد نابودی و زجرکش شدن زبان و فرهنگ ترکی توسط دولت جمهوری اسلامی ایرانند: « در راستای مبارزه با زبان و فرهنگ ترکی و آذربایجان، تمامی کتب به زبان ترکی و همه کتابهای مرتبط با فرهنگ، زبان، تاریخ، ادبیات، موسیقی و… آزربایجان در کتابخانه ملی تبریز (نام آن اخیرا از طرف دولت به کتابخانه مرکزی تبریز تغییر یافته است)، کتابخانه دانشگاه امام صادق تهران، دانشگاه بین المللی قزوین و... به دستور ریاست این کتابخانه ها از دسترس دانشجویان خارج و به بخش کتب مراجع (غیر قابل امانت دهی) منتقل شده است. به گفته متصدیان کتابخانه های مذکور، کتب ترکی قابل استفاده برای عموم نبوده و جهت مراقبت و نگهداری مناسب در جای امنی محافظت می شوند».

بیت المال در خدمت زبان قوم اقلیت فارس

زبان فارسی مظلوم سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای، زبان اقلیتی قومی در ایران میباشد که از موقعیت رسمی و دولتی بودن انحصاری، کاربرد انحصاری در سیستم اداری، آموزشی، رسانه ای، اقتصادی، نظامی، حقوقی، علمی و هنری و ...... بر خوردار است. زبان فارسی علاوه بر تخصیص بودجه کلانی از ثروت ملل ایرانی غیرفارس برای حفظ، گسترش و تحمیل آن، به طور مشخص دارای نهادها و تشکیلات دولتی زیر است:

- فرهنگستان زبان و ادب فارسی

- طرح کلان سند ملی گسترش زبان و ادبیات فارسی

- شورای گسترش زبان فارسی

- دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی

- مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی

- انجمن ترویج زبان و ادب فارسى

- انجمن زبان و ادبیات فارسی

- مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی

- مجمع بین المللی زبان فارسی

- مجمع بین المللی استادان زبان و ادبیات فارسی

- انجمن علمی استادان زبان و ادبیات فارسی

- انجمن شاعران فارسیگوی جهان

- مرکز جستجوى لغات بسیط فراموش شده زبان فارسى (به پیشنهاد خامنه ای)

- مرکز ایجاد هماهنگی در اصطلاحات زبانی کشورهای ایران، تاجیکستان و افغانستان (به پیشنهاد حداد عادل)

- اتحادیه کشورهای فارسزبان (طرح دولت جمهوری اسلامی)

- سمینارهای دولتی متعدد زبان فارسی در صدا و سیما

- برنامه های تلویزیونی ویژه (فارسی را پاس بداریم،...)

- المپیادهای سراسری دولتی متعدد زبان و ادبیات فارسی

- کنگره های دولتی و دانشگاهی متعدد در باره زبان فارسی

- دوره های همایش سالانه پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی

- دوره های دانش افزایی زبان فارسی ویژه دانشجویان خارجی

- گاهنامه های دولتی متعدد فرهنگ و زبان و ادب فارسی (نامه پارسى،...)

- بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی

- کنفرانس شبکه زنان فارسی زبان

- شبکه تلویزیونی فارسی زبانان سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان

.....

زبانشناسی ناشیانه سید علی حسینی ملقب به خامنه ای:

اهم خصوصیات زبان خیالی و آرمانی فارسی از نظر سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای - علاوه بر آنچه قبلا ذکر شد- چنین اند:

«١- از گسترش واژگان برخوردار است.

٢- ظرفیت ترکیب پذیری دارد.

٣- برخوردار از زیبایی موسیقیایی است.

۴- مجموعه زبان به خاطر خصوصیات واژگانی و ترکیبی از ظرفیت بسیار بالایی برای حمل هرگونه معانی برخوردار است.

۵- زبانی زنده است زیرا این قدرت را دارد که از بیرون محدوده خود جذب کند».

آنچه در اینباره می توان گفت:

- آشنایان با زبانشناسی اذعان خواهند کرد که ادعاهای فوق الذکر سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای در باره قابلیتهای زبان مادریش فارسی، از اساس نادرست، عامیانه، خیالبافانه، بی پایه و سست تر از آنند که به جدیت گرفته شوند. گرچه کسانی مانند سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای حق و صلاحیت نظر دادن در باره شیوایی و ناشیوایی زبانهای فارسی و ترکی و مقایسه آنها با دیگر زبانها را دارند، حتی اگر از نوشتن یک متن ادبی، بلکه از ادای یک جمله درست و فصیح به زبان ترکی، زبان اکثریت مردم کشوری کثیرالمله که رهبری آنرا بر عهده دارند عاجز باشند؛ اما هیچیک از این گزاره ها که وی ردیف کرده است، محملی علمی و منطقی ندارند و تنها از دیدگاه پان فارسیسم و قومیتگرایی افراطی فارسی قابل توجیه اند. به عبارت دیگر، زبانشناسی یکی دیگر از عرصه هائی است که خامنه ای در آن اهلیت و صلاحیتی ندارد.

- ادعاهای قالبی خامنه ای و دیگر قومیتگرایان افراطی فارس در باره زیبائی موسیقیائی، شیوایی، شیرینی، شکرین بودن، .... زبان فارسی، ادعاهایی من در آوردی و از خود منقول است. احتمالا اگر زبان ترکی اولین زبانی بود که سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای خواندن و نوشتن آن را یاد می گرفت، و تنها زبانی بود که ادبیات کلاسیک و مدرن آن را می دانست و شبانه روز زیر بمباران رسانه ای آن قرار می گرفت، ممکن بود این ادعاهای گزاف خود را نه در باره زبان فارسی، بلکه در باره زبان ترکی برزبان آورد. همانگونه که بسیاری، زبان ترکی را یکی از شیواترین زبانهای دنیا و زبان فارسی را در مقایسه با آن از هر جهت و فوق العاده الکن می دانند. هومن وانبری محقق و نویسنده می‌گوید: «زیبایی و کمال زبان ترکی تا بدان پایه است که جایگاه آن حتی از زبان عربی که گفته می‌شود گویا از طرف زبان شناسان زبده‌ای ساخته و پرداخته، سپس جهت استفاده در اختیار آنان قرار گرفته است نیز شامخ‌تر می باشد».

زبان باشکوهی که دستور زبان مستقلی ندارد

در باره قابلیتها و برتریهای خیالی زبان فارسی که سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای مدعی وجود آنها شده، کافی است به تاثیرپذیری مفرط زبان فارسی از زبان عربی و حتی ایجاد آن با اشتراک زبان عربی و همچنین برخی از قابلیتهای زبان ترکی اشاره شود: «قدرت دستوری و حجم واژگان زبان عربی به حدی است که لغت و دستور زبان فارسی را بشدت مورد نفوذ قرار داده است. زبان فارسی از حیث واژگان و نوع دستور زبان بسیار ناتوانتر از زبانهای ترکی و عربی است. دستور زبان فارسی بشدت از دستور زبان عربی تأثیر پذیرفته و حتی برخی صاحبنظران گفته اند که اصولاً فارسی دستور [مستقلی] ندارد و از حیث واژه نیز لهجه یا شاخة ای از زبان عربی است. در واقع در باره اینکه آیا زبان فارسی می تواند به عنوان زبانی کامل و مستقل معرفی شود و یا نه، تردیدهای محکم علمی و تاریخی وجود دارند».

« محمود کاشغری صرفا زبان ترکی را قابل مقایسه با زبان عربی دانسته است. حجم بی نظیر واژگان ترکی و همچنین ساختار محکم دستوری آن این نکته را در ذهن متبادر می سازد که زبان عربی در عرصة زبان، حریفی قدر قدرت پیش رو دارد. زبان ترکی از نظر وسعت و تنوع افعال، از زبان‌های غنی است. زبان ترکی از نظر تصریف افعال با قاعده‌ترین زبان دنیاست. در زبان‌های ترکی افعال، حالت انعطاف و استعداد فوق العاده‌ای به تصرف و پذیرش مفاهیم متنوع ابراز می‌دارند. دستور زبان ترکی نیز بسیار با قاعده است و در آن استثنایی وجود ندارد. از نظر دشواری شناسی کلی، دشواری زبان ترکی بسیار کم‌تر از زبان‌های دیگر است. ویژگی مهم دیگری که باعث قدرت و صلابت خاص زبان ترکی در میان زبان‌های دیگر می‌شود، قانون آهنگ است. زبان ترکی دارای ۹ حرف صدادار است، و ترتیب قرار گرفتن این حروف صدادار یا مصوت‌ها، از قانون آهنگ پیروی می‌کند. قانون آهنگ قانونی محکم و ماندگار است و به سادگی نیز می‌توان از آن برای تشخیص درستی یا نادرستی تلفظ کلمه بهره جست». ماکس مولر زبانشناس بزرگ سده‌ ۱۹ در باره گرامر زبان ترکی می‌گوید: «ابزار گرامری زبان ترکی چنان منظوم و قانونمند، چنان کامل می‌باشد که این تصور را به ذهن متبادر می‌سازد که شاید بنا به رهنمود یک فرهنگستان، از سوی زبان شناسان خبره ساخته و پرداخته جهت استفاده ارایه شده باشد… زمانی که ما زبان ترکی را با دقت و موشکافی می‌آموزیم، با معجزه‌ای رو به رو می‌شویم که خرد انسانی در عرصه‌ی زبان از خود نشان داده است.»

سیدعلی خامنه ای “پارسیگر”، در راه سیداحمد کسروی “پاکزبان”:

خامنه ‌ای در دیدار با اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات قوم اقلیت فارس زبان ساکن در بخشهائی از مرکز و شرق ایران از “ترکیب، شیوایی و آهنگ زبان فارسی و بار فرهنگی و معنوی آن” به عنوان علل نفوذ و گسترش زبان فارسی در جهان نام برده و بر لزوم دور کردن زبان فارسی از آلودگی‌ها تأکید کرده است.‌ او فارسی‌سازی کلمات را حائز اهمیت دانسته و گفته است: «کلمات بیگانه باید به گونه‌ای با هنجارهای فارسی‌زبانان، قابل قبول و قابل فهم باشد». وی که همانند طلبه سرخورده سابق سیداحمد کسروی و استاد اعظم فراماسون محمدعلی فروغی، اخیرا و در کسوت زبانشناسی آماتور به موج فارسی سره پیوسته، حتی نصیحت به «پارسیگری» کرده و در صدد جا انداختن و رایج ساختن کلماتی نامانوس مانند تلویزان و رادیان و کلمات دساتیری جدید و مهملی مانند رایانه و یارانه برآمده است. خامنه ای برای پاسداشت و گسترش زبان مادریش فارسی توصیه های زیر را نموده است:

«١- پاسدارى از زبان فارسى در ایران و سراسر جهان. این کار باید به عنوان یک وظیفه تلقى گردد.

٢- براى گسترش و ایجاد عناصر حیات و تکامل در زبان فارسى باید از موجودى خود زبان حداکثر استفاده به عمل آید.

٣- استفاده از افعال صحیح اما متروک زبان فارسى

۴- تاسیس مرکزى براى جستجوى لغات بسیت فراموش شده زبان فارسى

۵- توجه به تعریب (پارسى گویى) و استفاده از کلمات و هنجارهاى فارسى به جاى کلمات فرنگى

۶- استفاده از کلمات “رادیان” به جاى رادیو و “تلویزان” به جاى تلویزیون.

٧- توجه اساتید ادبیات به “پارسیگرى” و سعى در گسترش و جایگزینى هنجارهاى پارسى به جاى لغتهاى غیرفارسى.

٨- اجتناب از به کارگیرى لغات دساتیرى (لغات جعلى فارسى)

٩- استفاده از کلماتى چون رایانه و یارانه کار مناسبى است.

١٠- اجتناب از به کارگیرى کلمات غیرمتعارف و ثقیل در فیلمهایى که مربوط به ادوار گذشته میباشد».

آنچه در این باره می توان گفت:

- به نظر می رسد زمامداران فارسگرای ایران از تاریخ معاصر زبان فارسی و دخالت نظامیان رضاخانی در ماجرای کلمه سازی درس لازم را فرا نگرفته اند و بار دیگر مقامات ناصالح، این بار روحانیون عجمی به جریان پارسیگری پیوسته و به هوس کلمه سازی و ترویـج واژه هایـی که خود وضع کرده اند افتاده اند.

- در اینجا مفید است سخنانی از سیدحسن تقی‌زاده نماینده‌ تبریز در مجلس اول مشروطه – که خود زمانی مقهور پارسیگرائی شده اما در اواخر عمر از آن توبه نموده بود – خطاب به دولتیان و فرهنگستانیان فراماسون واژه ساز عینا نقل شود. وی چنین می‌نویسد: «…. مردم آذربایجان یک اختلاف و مباینت دارند که جدایی زبان فارسی از ترکی است، لکن صد رشته اتحاد دیگر دارند … ولی وقتی که کلمه‌ی «جواب» معمولی تمام ایران را تبدیل به کلمه‌ «پاسخ» کردیم، به دست خود یک رشته اتصال و الفت را بریدیم و دیگر اهل تبریز زبان شما را از آن چه هم که [است] کم‌تر می‌فهمند و خودمان را از دوستی برادران تبریزی مسلمان و شیعه دور کرده‌ایم. و اگر «امشاسپندان» را به جای «ملائکه» اختیار کنید و کلمه‌ی ترکی الاصل «قشون» و «ساخلو» را برای این که ترکی «منحوس و منفور» است، با این که مفهوم عامه زبانان است، دور انداخته کلمه جعلی و بی‌معنای «ارتش» و «پادگان» را که نه اهل آذربایجان می‌فهمند و نه اهل گلپایگان به جای آن‌ها بگذارید این مباعدت و انفصال و بیگانگی را شدت داده‌اید و به این داداش بیگ قفقاز کمک کرده‌اید که دائماً می‌گوید ما را با این فارس‌ها چه قرابتی است.»

تلاش خامنه ای برای جانشین کردن زبان فارسی در داخل ایران:

زبان و فرهنگ فارسی پایه اصلی نئوکولونیالیسم فارسی است. سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای هم، به عنوان مجری صادق و پیگیر سیاست فارسسازی ملل ایرانی غیرفارس، مشوق و مروج این نقش استعماری زبان فارسی در داخل ایران است. چنانچه وی در اعترافی مهم، نیت اصلی از غنی کردن زبان فارسی و کیفیت بخشیدن به آن را، جانشین ساختن آن در در داخل ایران (فارسسازی ملل غیرفارس) می داند: «با از بین بردن ضعفهای درونی زبان فارسی و افزایش ظرفیت و کیفیت آن متناسب با شرایط زمان می‌توان اطمینان یافت که گسترش جغرافیایی، قومی و ملی زبان فارسی نیز به شکلی آسانتر، روان‌تر و بهتر انجام خواهد گرفت؛ بنا بر این به عنوان یک وظیفه باید زبان فارسی را پویا کنیم». خامنه ‌ای بویژه بر اهمیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای جایگزین ساختن فارسی به جای زبانهای ملی ملل غیرفارس ساکن در ایران و فارسسازی آنها تاکید می کند: «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان یکی از مراکزی است که باید با شیوه‌های هنری روی زبان و ادبیات فارسی کار کند و آن را در جامعه پیش ببرد. این کانون با نسلی سر و کار دارد که هر چه را فرابگیرد، در او ماندگار خواهد ماند؛ بنا بر این کودکان ما اگر زبان فارسی را به درستی فرابگیرند، در آینده شاعر، هنرمند، برنامه‌ساز و نویسنده‌ای مطمئن و مفید خواهند بود». هدف گسترش و جایگزین کردن زبان فارسی فارسی در داخل ایران از آنچنان اهمیت و ضرورتی برای نظام برخوردار است که خامنه ای در دیدار با مدیران و مسئولان مطبوعات کشور (١٣-٢-٧۵) حتی رسانه ها و مطبوعات بی تفاوت به نظام اما فعال در راستای ترویج زبان و ادبیات قوم فارس را مستحق دریافت از کمک دولت جمهوری اسلامی خوانده و چنین میگوید: «آن دسته از مطبوعات که واقعا و حقیقتا براى ترویج فرهنگ و ادبیات و زبان فارسى] زبان مادری خامنه ای[ و تعمیق سواد عمومى [فارسسازی ملل غیرفارس ساکن در ایران] فعالیت مى کنند باید مورد حمایت قرار گیرند».

دغدغه سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای برای گسترش زبان فارسی در شرایط ایران، به معنی جایگزین کردن زبانهای ملی ایران با فارسی است. این تفکرات یادآور اندیشه های دکتر افشار پدر پان ایرانیسم در ایران است که عینا مانند سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای ترویج زبان فارسی و جایگزین ساختن زبانهای دشمن ترکی و عربی با آنرا وظیفه همه می دانست. دکتر افشار می گوید: »…. هیچ یک از این زبان‌ها جز دو تای اول (ترکی و عربی) زبان یا لهجه‌ ای نیست که میان ایران و همسایگانش مشترک باشد تا به نحوی ایجاد خطر خارجی بکند. غیر از دو زبان نخست که یکی سامی و دیگری تورانی است، اکثر زبان‌هایی که در داخل مرزهای ایران رایج است، لهجه‌های مختلف زبان فارسی است. از این جهت است که من عقیده دارم توجه اولیای امور در درجه‌ی اول باید معطوف به آذربایجان باشد و سعی شود که با استفاده از وسایل انتشار زبان و فرهنگ- رادیو، مدارس، جراید، مجلات، رسالات، و کتب ارزان قیمت بلکه رایگان- زبان فارسی به اقصی نقاط کشور گسترش یابد و به پایه‌ای برسد که روستاییان و ایلات آذربایجان نیز بتوانند، علاوه بر لهجه‌ی محلی، به زبان فارسی صحبت کنند و مطالبی را که به زبان فارسی نوشته می‌شود راحت و آسان بخوانند.«

تلاش خامنه ای برای گسترش زبان فارسی در خارج ایران:

خامنه ای در راستای تمایلات پان فارسیستی و گرایشات پان ایرانیستی جمهوری اسلامی و روحانیت شیعه فارس، در صدد ترویج زبان مادری اش فارسی در سراسر جهان بر آمده است. وى در برنامه چهارم توسعه مصرا به دولت توصیه میکند که در ترویج داخلی و خارجی زبان مادری اش فارسی بکوشند. خامنه ای در دغدغه حفظ و گسترش زبان مادریش فارسی، دولت ایران را بکار گرفته و بسیج می کند: « پاسدارى از زبان فارسى در ایران و سراسر جهان. این کار باید به عنوان یک وظیفه تلقى گردد». او در دیدار با نمایندگان فرهنگى جمهورى اسلامى ایران در خارج از کشور از ترویج زبان مادری اش فارسى در هر نقطه از دنیا به عنوان یک کار بسیار مهم فرهنگى نام برده میگوید: «در هر جاى دنیا که هستید باید نسبت به ترویج زبان فارسى] زبان مادری خامنه ای[ اهتمام کنید٬ زیرا براى رساندن پیام انقلاب و تفکر اسلامى٬ کاربرد زبان فارسى در حال حاضر بیشتر از هر زبان دیگر است... » (نامه پارسى٬ سال اول٬ شماره دوم٬ پائیز ١٣٧۵). وی در یکی از سخنان دیگر خود خواستار توجه و پیگیرى جدى مسئولان امر نسبت به زبان قوم اقلیت فارس زبان ساکن در ایران شده میگوید: «امیدواریم.... امر پیگیرى زبان فارسى] زبان مادری خامنه ای[ به نحو شایسته اى ادامه پیدا کند. براى اینکار صمیمیتى لازم است که در مسئولان موظف دولتى و آقایان وزرایى که در این کار هستند و نیز در اساتید محترم و برادران و خواهرانى که در کشورهاى دیگر هستند٬ به نحوى ظهور خواهند کرد. یکى از آرزوهاى من دنبال کردن همین کار است....... عقیده دارم در غیر مواردى که شعر عربى یک شعر فوق العاده یا برجسته است و خصوصیاتى دارد، نیکو این است که از شعر فارسى با مضامین عالى استفاده شود».

خامنه ای در آرزوی تبدیل شدن زبان مادری خود فارسی به زبان علمی جهان در طی ده-پانزده سال آینده است. او در دیدار مورخ ۱۳/۷/۱۳۸۵ با استادان و اعضای هیأت علمی دانشگاهها می‌گوید:‌ «من انتظارم این است که ما پنجاه سال دیگر نمی‌گویم، ده سال، پانزده سال دیگر در دنیا و در سطح عالم، حرف اول علمی را بزنیم؛ یعنی مرزهای علم را ما تعیین کنیم، کار به جایی برسد که زبان ما که زبان فارسی است، در دنیا زبان علم بشود. این، آن افقی است که جلوی چشم من است». و نیز در دیدار با دانشجویان و نخبگان سراسر کشور (۳/۷/۱۳۸۴) می‌ گوید: «فکر این را بکنید که پنجاه سال دیگر کشور شما باید جایی باشد که هر کس به یک پیشرفت علمی احتیاج دارد، ناگزیر باشد زبان فارسی را یاد بگیرد».

رهبر و صدور نژادپرستی فارسی به افغانستان و تاجیکستان:

دیدگاه رسمی دولت جهموری اسلامی، ایران را کشوری فارسزبان می داند. این دیدگاه، دیدگاهی نژادپرستانه و استعماری است، زیرا کشور ایران کشوری کثیرالمله است که اکثریت نسبی جمعیتش ترک بوده و فارسزبانان در آن صرفا اقلیتی قومی با جمعیتی حدود ٢۴٪-٣٢٪ اند. شگفت انگیزتر آنکه جمهوری اسلامی درصدد است این نگرش دولتی نژادپرستانه و استعماری به کشور خود را (فارس انگاشتن کشور غیرفارس ایران را) به کشورهای همسایه افغانستان و تاجیکستان نیز که در هر دو کشور تاجیک-فارسزبانان – مانند ایران- صرفا کسری از جمعیت را تشکیل می دهند و به تازگی در مسیر تساهل و تسامح ملی زبانی گام گزارده اند صادر کند. بر این مبنا، مقامات دولت جمهوری اسلامی به مناسبات گوناگون از سه کشور گویا فارسزبان ایران، افغانستان و تاجیکستان و در واقع غیرفارس زبان و حتی اتحادیه کشورهای فارسزبان سخن می رانند. به عنوان نمونه خامنه ‌ای رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۸۴ در دیدار با آقای امامعلی رحمانف، رئیس‌ جمهور تاجیکستان، با اشاره به اشتراکات فرهنگی، دینی و تاریخی دو کشور، در اشتباهی عمدی مردم ایران و تاجیکستان را همزبان و سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان را فارس زبان خوانده و گفته است: «یکی از مهمترین وظایف سه کشور فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان برای تقویت اعتبار و اقتدار بین‌المللی خود، حفظ و ترویج زبان فارسی] زبان مادری خامنه ای[ است». در این دیدار که احمدی نژاد رئیس جمهور فارس و فارسگرای جمهوری اسلامی نیز حضور داشت، خامنه ‌ای همچنین تحکیم پیوندهای سه کشور “فارسی زبان” ایران‌، افغانستان و تاجیکستان را به نفع این کشورها خوانده و بر تلا‌ش بیشتر در این زمینه تاکید کرده است.

در رابطه با این ادعاها:

- این افکار علنا به ایده استعماری-نژادپرستانه ایران بزرگ اشاره می کنند. گویا خامنه ای که فراموش کرده رهبر تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان نیست، در راستای ایران بزرگ محسن رضائی خود را رهبر خراسان بزرگ و یا ایران بزرگ می داند.

- کشورهای فارس زبان مفهومی خیالی و غیرواقعی است. زیرا علاوه بر کشور ایران که فارسزبان نبوده، نیست و هرگز نیز نخواهد شد؛ کشورهای افغانستان و تاجیکستان نیز تماما فارسزبان نمیباشند. در کشور افغانستان فارس-تاجیک زبانان دارای درصد جمعیت حداکثری حدود ٣۵-۴۵٪ و در تاجیکستان، تاجیکزبانان دارای درصد جمعیتی اکثریتی حدود ٧۵٪ میباشند.

- رویای ایجاد سه کشور فارس زبان در منطقه تنها در صورتی قابل تحقق است که اکثریت جمعیتی غیرفارس افغانستان و تاجیکستان طی پروسه هایی مشابه آنچه در ایران با توصیه ها و تدابیر خامنه ای و دیگر مقامات دولتی و روحانیون شیعه امامی پان فارسیست انجام می گیرد، نسل کشی ملی، فرهنگی و زبانی شده و تبدیل به قوم فارس گردند.

- اگر صرف وجود اقلیتهای فارس، دری و تاجیک زبان در سه کشور ایران و افغانستان و تاجیکستان، این کشورها را فارسزبان و مردم ساکن در آنها را موظف به ترویج زبانهای فارسی و تاجیکی می کند، به چه سبب وجود اکثریت ترک در سه کشور ایران، ترکیه و آذربایجان دلیلی بر هویت مشترک ترکی این سه کشور و موظف بودن مردم آنها در ترویج زبان ترکی شمرده نمی شود؟

- آیا سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای که به صرف ساکن بودن اقلیتی فارس در ایران، فتوی صادر کرده و توسعه زبان فارسی را وظیفه ایرانیان و تاجیکستانیان اعلام می نماید، چه خواهد کرد اگر فردا ملائی از ترکیه فتوائی صادر و به دلیل اکثریت بودن ترک زبانان در ایران و ترکیه و آذربایجان، توسعه زبان ترکی را وظیفه همه ایرانیان و ترکیه ای ها و اهالی جمهوری آذربایجان اعلام کند؟

- جمهوری اسلامی ایران نه تنها در صدد صدور نوع فارسی بنیادگرائی شیعی و یا امامیگری ولایت فقیهی در منطقه است، بلکه همانگونه که در گفتار خامنه ای مشاهده می شود در صدد صدور و بسط نوع نژادپرستانه و بدوی قومیتگرائی افراطی فارسی در منطقه نیز می باشد. این می بایست هشداری جدی برای ملل غیرفارس منطقه بویژه سه ملت پشتون، ازبک و ترکمن ساکن در کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان تلقی شود.

خامنه ای و خراسان بزرگ، فارسستان بزرگ، ایران بزرگ:

اخیرا مقامات صدا و سیما در راستای خواست خامنه ای اقدام به ایجاد شبکه تلویزیونی مشترک فارسی زبانان بنام خراسان بزرگ برای ایران، تاجیکستان و افغانستان کرده اند. خامنه ای در باره وظیفه‏ فارسیگری صدا و سیما در قبال کشورهای همسایه‏ قبلا چنین گفته بود: «شما در خراسان برای مردم تاجیک – چه تاجیکهای شمال افغانستان که فارسی‏زبانند، چه مردم تاجیکستان که الان بعد از هفتاد، هشتاد سال دارند احساس فارسی بودن می‏کنند – برنامه پخش می‏کنید. هیجانی در آن مردم وجود دارد که می‏خواهند زبان فارسی را، زبان رودکی را – که متعلق به خودشان هم است – یا زبان شعرای برجسته و ادبای قدیمی ما را به خودشان نسبت دهند؛ این را شما باید توجه داشته باشید و جذب کنید. هرچه بشود برنامه‏ی فارسی خوب پخش کنید، هرچه بشود بخصوص در آن منطقه از زبان فارسی صحیح و بدون غلط استفاده کنید، این به نفع ماست؛ یعنی به نفع همان هدفهایی است که عرض شد. حتّی در ازبکستان و ترکمنستان عده‏یی فارسی‏ زبان هستند؛ به مناسبت سیاستهایی که اتحاد جماهیر شوروی داشته، اینها تقسیم شده‏اند. سمرقند و بخارا جزو تاجیکستان نیست؛ ولی زبانشان تاجیکی و فارسی است. فارسی زبانهایی که الان در منطقه‏ی آسیای میانه هستند، متفرقند و در یک جا جمع نیستند».

«در اجابت خواست خامنه ای، مقامات فرهنگی ایران از راه اندازی یک ایستگاه تلویزیونی مشترک به زبان فارسی بین ایران و تاجیکستان و افغانستان گویا با هدف پرداختن به مشترکات فرهنگی این سه کشور و نزدیکی بیشتر آنها خبر داده اند. موضوع راه اندازی تلویزیون فارسی زبانان که قبلا در اجلاس سه جانبه سران، میان رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور تاجیکستان امامعلی رحمان و رئیس جمهور افغانستان حامد کرزی در شهر دوشنبه مورد توافق قرار گرفته بود، اخیراً در جشنهای استقلال تاجیکستان در دیدار علی اصغر شعر دوست، رئیس هیئت ایرانی و نماینده دفتر انجمن تاجیکان و فارسی زبانان که در این مراسم شرکت کرده بود با نخست وزیر تاجیکستان، توسط خیرالنسائ مولاناآوا مطرح و مورد موافقت قرار گرفت. این شبکه که مرکز آن در شهر تهران خواهد بود برنامه‌های مشترکی برای این سه کشور که گویا مردم آنها به زبان فارسی صحبت می‌کنند، پخش خواهد کرد. آثار نمایشی، برنامه های مستند و هر آنچه که ذخیره ها و داشته های شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی از جمله شبکه تهران است در اختیار این شبکه قرار خواهد گرفت».

- در ایجاد همچو کانالی مقامات جمهوری اسلامی فرضهای نادرست زیر را داشته اند: – این سه کشور، کشورهای فارسزبانند؛ فرهنگ ایرانی در زبان فارسی خلاصه می شود؛ دولت ایران موظف به حفظ و گسترش زبان فارسی و ارتقا موقعیت آن، از جمله با تقلیل اختلافات لهجه ای بین زبان فارسی، دری و تاجیکی حتی ایجاد یک لهجه واحد از این سه لهجه است، …..

- این فرضها همه نادرست و در ضدیت با منافع ملی و سیاسی ملل مسلمان ساکن در ایران و در راس آنها ملت ترک و مملکت آذربایجان جنوبی است. زیرا ایران کشوری فارس زبان نیست، فرهنگ ایرانی به معنی مجموعه فرهنگ ملل ساکن در ایران بوده و صرفا در فرهنگ و زبان فارسی خلاصه نمی شود، دولت ایران موظف به حفظ و گسترش همه زبانهای رایج در ایران و ارتقا موقعیت آنها و تقلیل اختلافات لهجه ای شان با لهجه های خود در خارج کشور است، سیادت و بسط یک جانبه اقتدار سیاسی و فرهنگی قوم فارس در ایران و منطقه به ضرر همزیستی مسالمت آمیز و توسعه در ایران و منطقه و بر خلاف منافع ملی ملل ساکن در ایران و منطقه است و….

- علاوه بر ملل مسلمان غیرفارس ساکن در ایران، دریهای افغانستان و تاجیکهای تاجیکستان نیز به این موضوع با احتیاط نگاه می کنند. میان زبان فارسی تاجیکی – فارسی دری -فارسی تفاوتهای زبانی و لهجه ای بسیار وجود دارد و ایجاد چنین کانالی به معنی گسترش لهجه فارسی تهرانی و تضعیف لهجه های دری و تاجیکی خواهد بود.

- فارسی زبانان افغانستان و تاجیکستان نگران این مطلب هستند که وجود ایستگاه مرکزی برنامه های فارسی زبانان در ایران می تواند وسیله ای برای انتقال تبلیغات سیاسی جمهوری اسلامی ایران و در خدمت روحانیون ایرانی برای گسترش بنیادگرائی و اسلام سیاسی از نوع شیعه فارسی یعنی امامیگری ولایت فقیهی باشد. چنانچه جمهوری اسلامی با تاسیس دو کانال تلویزیونی به زبانهای ترکی آذربایجانی (سحر) و عربی (العالم) دقیقا به اجرای همین سیاستها در رابطه با ترکان آذربایجانی و اعراب منطقه مشغول است. بخش برون مرزی صدا و سیما جمهوری اسلامی از طریق شبکه سحر اقدام به پخش برنامه های ایدئولوژیک نموده و در این سری برنامه ها، مردم آزربایجان شمالی در معرض تبلیغات قومیتگرایانه فارسی و اندیشه ها و خرافات مذهبی از نوع شیعه امامی فارسی و قرائت ولایت مطلقه فقیه قرار می گیرند.

وظیفه تراشیهای نامقبول خامنه ای:

سید علی حسینی ملقب به خامنه ای پاسداری از زبان مادریش فارسی در سراسر جهان و تحمیل آن در داخل ایران را وظیفه خود و دولت جمهوری اسلامی می داند. او همچنین به تاجیک و دری زبانهای تاجیکستان و افغانستان، بلکه همه ملل ساکن در ایران، افغانستان و تاجیکستان حتی ازبکستان و ترکمنستان، از فارس-تاجیک و غیرفارس-تاجیک سفارش می‌کند که از زبان فارسی مراقبت کنند.

در این رابطه:

- تناقضی منطقی در این ادعاها وجود دارد. خامنه ای و کسان دیگری از پان ایرانیستها که خود را علاقمند به زبانهای فارسی و دری و تاجیکی در منطقه معرفی می‌کنند و به تاجیک و دری زبانهای تاجیکستان و افغانستان حتی ازبکستان و ترکمنستان سفارش می‌کنند که از زبان خود مراقبت کنند، ولی همین اشخاص به اصرار از مردم آذربایجان جنوبی و ترکان ایران می خواهند که زبان مادری خود را کنار بگذارند و زبان فارسی را پاس دارند. دلیل این استاندارد دوگانه چیست و به چه حکمتی ملت ترک در ایران به جای حفظ و ترویج زبان ملی خود ترکی، می باید به ترویج زبان مادری سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای مشغول شود؟

- جا دارد از سیدعلی حسینی ملقب به خامنه ای پرسیده شود، آیا پاس داشتن زبان مادری و ارج نهادن به آن صرفا وظیفه و حق قوم فارس و مختص فارس زبانان است و آیا اقوام و ملل دیگر مانند ترکان نیز دارای حق و وظیفه ای در قبال پاس داشتن زبان مادری خود ترکی می باشند؟ یا اینکه سزاوارتر آن است که زبان ترکی فی امان الله به حال خود رها شود؟

- خامنه ای که می داند در ازبکستان و ترکمنستان هم عده ای فارسی زبان ساکن اند، آیا هیچ شنیده است که در ایران نیز عده ای بالغ بر دهها میلیون تن ترک که از قضا اکثریت مردم این کشور را تشکیل می دهند ساکن اند؟

-خامنه ای که پاسداری از زبان مادریش فارسی در سراسر جهان و تحمیل آن در داخل ایران را وظیفه خود و دولت جمهوری اسلامی می داند، کوچکترین دغدغه ای برای حفظ زبان پدری اش ترکی و یا جلوگیری از نابودی آن توسط سیاستها و تدابیر نظامی که خود رهبر آن است ندارد. وی – به عنوان رهبر کشوری کثیرالمله که در آن زبان اکثریت مردم غیرفارسی و در حال نابودی است- حتی یکبار نیز در مورد لزوم تدقیق٬ حفظ و یا ترویج زبانهای ملل مسلمان غیر فارس ساکن در ایران و در راس آنها زبان اکثریت مردم یعنی ترکی نظر، فکر، پیشنهاد، عقیده، آرزو و توصیه ای ابراز نکرده است.

- سید علی حسینی ملقب به خامنه ای در حالی به این نسخه پیچی ها برای مردم کشورهای دیگر مشغول است که بیش از هفتاد درصد از خود ایرانیان از حق تعلیم و تعلم به زبان مادری و ملی خود محرومند.

- خامنه ای که با فوران احساسات فارسیت و خراسانیتش برای فارس زبانان تاجیکستان و افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان دل می سوزاند، به چه سبب از زبان ملل مسلمان غیرفارس ایران سخنی نمی گوید؟ آیا وی که اخبار احساس فارسی بودن مردم تاجیکستان را شنیده و به وجد آمده آیا هرگز شنیده است که ترکان کشوری که وی رهبر آن است نیز اخیرا اندکی احساس ترکی بودن کرده و به خیابانها ریخته و فریاد هارای، هارای من تورکم سر داده و خواهان برابری با فارسها شده اند؟

- خامنه ای، خلق ترک را که در راستای حفظ زبان و هویت ترکی در قیام اخیر خواهان حقوق برابر زبانی و ملی با قوم فارس شد مزدور دشمنان ایران قلمداد کرده است. آیا این موضع وی که حفظ زبان قوم اقلیت اما دردانه فارس و پارسیگری را وظیفه، اما دلسوزی بر زبان اکثریت ترک را مزدوری دشمنان ایران می داند با درایت و رهبری بی طرفانه در کشوری چند ملتی و با نظامی ظاهرا اسلامی سازگار است؟

وظیفه ترکان: رسمی و دولتی ساختن زبان ترکی در ایران

بر خلاف وظیفه تراشیهای خامنه ای، ترکان ایران و آذربایجان جنوبی که در نهایت به حد مقبولی از خودآگاهی در باره زبان مادری و ملی خود رسیده اند، برای خود وظیفه دیگری معین کرده اند: «جهانی شدن ارتباطات و امکان دسترسی به رسانه‌های عمومی ترکزبان کشورهای همسایه ایران و بالاتر بودن سطح فرهنگی و توسعه اجتماعی آنها، باعث خودآگاهی عمومی آذربایجانیان به اهمیت و قدرت زبان مادری و درجه انکشاف و پیشرفتگی آن در منطقه شده است. زبان ترکی که در آذربایجان سده قبل یک زبان عمدتا شفاهی بود اکنون چون یک زبان نوشتاری پیشرفته و بالنده که دارای گرامر منظم، خط، گویش و گنجینه لغات روزآمد و همه مولفه های یک زبان پویاست در دسترس عموم قرار دارد و این باعث ایجاد اطمینان به نفس و خودآگاهی عمومی نسبت به زبان مادری می گردد. این اعتماد به نفس و خودآگاهی نسبت به زبان مادری و قدرت آن در آذربایجان جنوبی و ترکان سراسر ایران تبدیل به یک خواست عمومی برای برسمیت شناخته شدن زبان ترکی در ایران شده است. در آذربایجان و در میان ترکان ایران، این خواست فرهنگی از هر خواست سیاسی و اجتماعی دیگری قویتر است و بیشتر عمومیت دارد».

Share/Save/Bookmark