English            Latin   

برای دریافت مطالب جدید به این آدرس www.azoh.net  مراجعه فرمایید

Yeni Adresimiz www.azoh.net

New Address www.azoh.net

مصاحبه و گزارش
پربیننده؛ سال گذشته
آدرسهای ما - Follow us

YouTube

 -----

Facebook

----- 

Twitter

"تورک دیلینده مدرسه" چه ربطی به ایجاد رشته ی آذری در دانشگاهها دارد؟

شعار فراگیر و همیشگی حرکت ملی در سالیان گذشته و یکی از اصلی ترین خواست های فعالین ملی "تورک دیلینده مدرسه" بوده و این خواست ملی همواره در صدر فعالیتها قرار داشته است.

رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز آگاهانه و با علم به اینکه تحصیل به زبان مادری زمینه ساز نابودی سیاستهای تبعیض آمیز فرهنگی و آسیمیلاسیون حکومتی خواهد شد سالهاست که از تمکین به اصل مصرح در قانون اساسی خود نیز خودداری می کند.

در این میان، هر دولتی که در این سیستم به روی کار آمده برای جلب همراهی توده ی مردم، ایجاد حس نشاط اجتماعی، ایجاد امید تصنعی به آینده و کم کردن فشار بر روی ارکان حکومتی هر چند وقت یکبار وعده هایی داده و پس از گذشت مدتی، همان وعده ها را به دولت بعدی سپرده است.

دولت روحانی نیز از این قاعده مستثنا نیست.

وی که با وعده ی نجات اورموگولو و ایجاد فرهنگستان زبان ترکی به روی کار آمد نه تنها هیچ کدام را به اجرا نگذاشت، که اتفاقا در زمان ریاست وی ملت ترک شاهد وقایعی همچون اهانت برنامه ی تلویزیونی فیتیله شد و دهها نفر در همین مدت سه ساله بازداشت و به حبس طولانی مدت محکوم گردیدند. رسول رضوی همچنان به دلیل حمایت از ترکهای مسلمان اویغور آن هم در روز قدس در زندان است، عباس لسانی به زندانهای مختلف تبعید گردیده و بارها با اذیت و آزار نیروهای امنیتی روبرو شده، لطیف حسنی همچنان در زندان است، بی خبری از سیامک میرزائی ادامه دارد، و و و و....

برای ما، چیزی عوض نشده است.

آن دوستانی که با وعده های روحانی به وجد آمده و سر از پا نشناختند، یادشان رفت که پیش از آن در سال 88 کروبی وعده ی فدرالیسم داد، سال 84 طومار چند ده هزار نفری درخواستهای فعالین ملی تحویل مراجع حکومتی گردید، و خیلی قبلتر از آن در سال 75 صدها هزار نفر از مردم تبریز و ملت آذربایجان به حمایت از آقای چهرگانی پرداخته و خواسته یشان نیز تدریس به زبان مادری در مدارس بود.

وعده ی اجرا نشده، جزء جدائی ناپذیر این رژیم بوده و نداشتن حافظه ی تاریخی اگر برای مردم عادی عیب باشد، برای یک فعال سیاسی فاجعه است.

به بحث برگردیم.

این روزها خبر آغاز به کار رشته ی "زبان ترکی آذری" در دانشگاههای ایران دقتها را به خود جلب کرده است. عده ای به تشویق دولت پرداخته و این را نشانه ای از عمل دولت به وعده ی اجرای اصل 15 دانسته اند و عده ای نیز ضمن تاکید بر کم اهمیت بودن ایجاد این رشته از لزوم فشار بر دولت برای اجرای تدریس به زبان مادری در مدارس سخن گفته اند.

سوال: آیا آغاز به کار این رشته ایرادی دارد؟

پاسخ: آغاز به کار رشته ی زبان ترکی فی نفسه امر خوبی است. گرچه در همین ابتدای کار اولا واژه ی "آذری" را به رشته چسبانده اند و از سوی دیگر هم تنها و تنها در دانشگاه تبریز به وجود آمده است. اما باز، کار خوبی است.

ولی این موضوع به خواسته های فعالین ملی و "آنا دیلینده مدرسه" چه ربطی دارد؟!

همین الان رشته های مختلفی همچون زبان اسپانیولی، فرانسوی، آلمانی و... نیز در دانشگاهها موجود است. آیا بایستی نتیجه گرفت دولت ایران به خواسته ی ملتهای آلمان و فرانسه توجه کرده و نیازهای آنان را برآورده ساخته است؟! البته که برای ایجاد رشته ی زبان ترکی بایستی خوشحال بود، اما در همان حدی که ملتهای آلمان و فرانسه برای ایجاد رشته ی زبان آلمانی و فرانسوی در ایران خوشحالند!

سوال: تدریس به زبان ترکی در مدارس نیازمند وجود معلمهای آشنا به این زبان است. برای تربیت این معلمین هم بایستی ابتدا تدریس زبان ترکی در دانشگاه آغاز بشود و بعد از آن پس از چندین سال به تدریس به زبان ترکی در مدارس برسیم. آیا اینگونه نیست؟

پاسخ: جواب به این شبهه را می توان به روشهای مختلف داد اما ساده ترینش همین است که بپرسیم مگر معلمینی که همین الان در مدارس به فارسی درس می دهند همگی در دانشگاه رشته ی زبان فارسی خوانده اند؟! یک معلم فیزیک در مدرسه تنها نیاز به "آشنایی" به زبان ترکی داشته و بایستی "سواد خواندن و نوشتن" به ترکی داشته باشد، همین کافی است. این دوستان باز هم حافظه ی تاریخی شان را گم کرده اند. مگر در سال 1324 و در زمان حکومت شهید پیشه وری در آذربایجان جنوبی یک شبه همه چیز عوض نشد؟ مگر در آن زمان که تدریس به زبان ترکی در مدارس آذربایجان اجرا گردید همه ی معلمین قبل از آن رشته ی زبان ترکی گذرانده بودند؟!

از سوی دیگر، اگر هم هدف رژیم ایران تربیت نیروی متخصص برای تدریس در مدارس باشد(که نیست!) آن وقت این رشته تنها برای دانشجویانی مفید خواهد بود که پیش از آن، دوره ی کارشناسی را گذرانده و دارای مدرک لیسانس هستند و قصد تدریس در مدارس به زبان ترکی را هم دارند. آنها بایستی 4 سال دیگر هم درس بخوانند تا پس از حداقل 8 سال تحصیل در دانشگاه تازه آماده ی تدریس در مدارسی بشوند که "وجود خارجی ندارند".

مگر تا به حال عدم تدریس به زبان مادری در مدارس به دلیل کمبود نیروی متخصص بوده است؟!

هر وقت رژیم ایران "رسما" تدریس به زبان مادری در مدارس را قبول کرد و ماده ی قانونی آن را در مجلس تصویب کرده و شورای نگهبان تایید کرده و به مرحله ی اجرا رسید، آن وقت فعالین ملی خودشان مسئولیت تهیه ی کتاب و معلم و... را هم عهده دار خواهند شد. نه مدرسه ای وجود دارد، نه اجازه ای برای تدریس داده می شود، فعالین خواستار تحصیل به زبان مادری را هم بازداشت می کنند، آن وقت داریم عده ای دانشجو را برای 4 سال دنبال نخود سیاه می فرستیم تا 4 سال بعد که از رشته ی زبان ترکی فارغ التحصیل شدند و مدرسه ای هم نبود که در آن به ترکی درس بدهند به کل از ترک و ترک بودن و حرکت ملی متنفر بشوند. رژیم ایران باید هم از این معامله خوشنود باشد.

مبارزه، سیاست و اداره ی حکومت، هیچ کدام شوخی نیست. خیلی هم جدی است. فعالین ملی خیلی بهتر از هر کس دیگری می دانند که پروسه ی دستیابی به حق تحصیل به زبان مادری فرآیندی زمانبر و سخت است. خیلی بهتر از هر کسی هم می دانند بایستی از هر فرصتی استفاده نمود. اما خوب هم می دانند که رژیم ایران بازیهای فراوانی دارد و تله هایش هم یکی بهتر از دیگری است! سالها قبل و تاکنون نیز 2 واحد درس اختیاری زبان ترکی در دانشگاهها موجود بوده و رژیم ایران چند سالی روی این موضوع مانور داد که آی ملت ببینید!، اینها می گویند زبان مادری ولی تعداد حاضرین در این درس در دانشگاه حتی 20 نفر هم نمی شود و بعد نتیجه می گرفتند که ملت آذربایجان دغدغه ی زبان مادری ندارد.

ما خیلی وقت قبل این بازیها را دیده ایم و پشت سر گذاشته ایم!

چند سال پیش یک لایحه ای طرح شد در مجلس با عنوان "حمایت از خانواده"، اما در بطنش اتفاقا خیلی هم بد بود و مضر. آن موقعها همه مخالفت کردند با این طرح و مهم هم نبود که "اسم" طرح چیست، مهم "نیت پشت طرح" بود. الان هم همان مثل هست. اسم رشته مهم نیست؛ اینکه پشتش چه خوابی خوابیده را بایستی دید. مثلا، الان ایران بیاید و رشته ی "حقوق بشر زیر نظر سازمان ملل" بگذارد اما استادانش بشوند محسنی اژه ای و صادق لاریجانی. آیا باز هم از تاسیس این رشته حمایت می کنیم؟!

الان هم همان آش است و کاسه، با کمی مخلفات بیشتر. سال آخر دولت روحانی است و انتخابات مجدد ریاست جمهوری در پیش است و بایستی از این نمد کلاهی برای اصلاح طلبان دوخته شود. اصولگراها هم البته دست به کار شده اند و اتفاقا در انتخابات ریاست جمهوری آتی تمامی زورشان را گذاشته اند بر روی آذربایجان و استفاده از پتانسیل حرکت ملی.

این وسط، تنها و تنها درایت، هوشمندی، دقت در معادلات سیاسی و صداقت فعالین حرکت ملی است که می تواند ملت آذربایجان را از این مسیر طوفانی به سلامت ببرد.

گوج بیرلیکده دیر...

امیر مردانی

یادداشت آذوح

Share/Save/Bookmark
 

دیدگاه شما

افزودن نظر



برای نمایش تصویر جدید کلیک کنید.
مقالات
پربیننده؛ هفته گذشته
پربیننده؛ ماه گذشته