اقتصاد آذربایجان جنوبی
***************************************************************************
آیهان مهدیلو
امروزه دنیایی است که تمامی کشورهای جهان درحال کشمکش و افزایش قدرت خود در همه زمینهها هستند، و در این بین کشورهایی که از سطح اقتصادی بالاتری برخوردارند و یا اقتصاد آنها اقتصاد دیگر کشورها را تحت نفوذ خود قرار داده است، در سطح بینالملل هم حرفی برای گفتن دارند. یعنی تا استقلال اقتصادی نباشد، استقلال سیاسی فقط در حالت تئوری باقی خواهدماند. لذا کشورهایی(امریکا) که از اقتصاد قدرتمند و پایایی برخوردارند، از وجهه سیاسی تاثیرگذاری هم در عرصه بینالملل برخوردار میباشند(اقتصاد کشوری مثل ایران بیشتر بر پایه انرژیهای محدود و تجدیدناپذیری چون نفت و گاز بنا نهاده شده است که به گفته کارشناسان محدود و تمام شدنی است، که از شعار اقتصاد بدون نفت کاندیداهای انتخاباتی "پارلمانی و ریاست جمهوری" جمهوری اسلامی ایران، اهمیت اقتصاد آینده ایران که باید بر پایه اقتصاد مستقل از نفت باشد، مشخص میباشد). آذربایجان(هم شمال و هم جنوب)، سرزمینی که در طول تاریخ جلوههایی از تمدن، علم و فرهنگ بود(تبریز درسال 1500 و در زمان پایتختی سلسلهٔ صفوی به عنوان چهارمین شهر بزرگ جهان محسوب میشده وهم تراز با استانبول، پایتخت امپراتوری عثمانی بودهاست. این شهر همچنین در دورهٔ قاجاریان به عنوان بزرگترین، مهمترین و متجددترین شهر ایران به شمار میرفته است و در طول قرنها مهمترین نقطه سیاسی و علمی منطقه بود، که بعد از ظهور علنی سیاستهای کثیف بریتانیای مکار مبنی بر برانداختن اقتدار و قدرت تورکها در منطقه(عثمانی، آذربایجان و.... )، با پروژه هایی که برایش تدارک دیده بودند، قدرت خود را تا حدودی از دست داد و تبدیل به مستعمرهای برای مرکزنشینان ایران و روسها شد. آذربایجان جنوبی منطقهی شمالغرب ایران است(منطقهای که بین 12 استان تقسیم شده است) که با پتانسیلهای بینظیر خود در تمامی زمینههای اقتصادی، سیاسی و ارتباطی میتواند با غلبه بر تمامی مشکلات خود، در تمامی زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی از قدرتهای منطقه و حتی دنیا باشد(همان نقشی که قبل از حکومت پهلوی ها در طی قرنها داشت). آذربایجانی که آماج اهداف استعمارگران قرار گرفت، حدودا تا سالهای 1830 در زمرهی پرتنش و مهمترین مناطق دنیا بود. که تا اواخر حکومت قاجار تبریز مرکز آذربایجان، مهمترین و پرجمعیتترین(در زمان آغاز حکومت پهلوی یکی از شهرهای تهران و تبریز از لحاظ جمعیتی بیشترین بودند، که بدلیل کمبود منابع نمیتوان قاطعانه فقط تبریز را در نظر گرفت) شهر ایران بود. ولی با ظهور سیاستهای استعماری در قرن 20 و در زمان حکومت پهلوی قدرت تبریز کم کم رو به افول نهاد که اثر این سیاست استعماری را در سرشماری(اولین سرشماری رسمی ایران) سال 1335 میبینیم که تهران از لحاظ جمعیتی با 1 512 082 نفر پرجمعیتترین شهر ایران و تبریز با 289 996 نفر دومین شهر پرجمیت ایران میشود و بعد از آن به ترتیب شهرهای اصفهان(254 708 نفر)، مشهد(241 989 نفر) و شیراز(170 659 نفر) قرار گرفتند. یعنی در عرض 30 سال و با سیاستهای دیکته شدهی انگلیس، استعمار اریا-فارسگرا کار خود را کرد و تهران را از لحاظ سیاسی و اقتصادی از تبریز جلو انداخت. در راستای همین سیاستهای استعماری بود که در سرشماری سال 1345 شهرهای اصفهان، مشهد و تهران از لحاظ جمعیتی از تبریز پیشی میگیرند و نهایتا آمارهای جمعیتی کلان شهرهای ایران در سال 2013 نتیجه سیاستهای کثیف فارسگرایی در ایران را مشخص میکند که آمار جمعیتی کلان شهرها به شرح زیر میباشد:
یعنی همانطور که مشاهده میکنید بعد از 92 سال از شروع به کار حکومتهای استعماری در ایران، تبریز مرکز آذربایجان جنوبی را از رتبه مهمترین و پرجمعیتترین شهر ایران به رتبه پنجم میفرستد(هر پنج شهر بالا به استثنای تبریز شهرهایی مهاجر پذیرند، یعنی از شهرهای دیگر) و شاید بعد از چند سال دیگر شیراز و حتی شهرهای دیگر ایران هم از تبریز پیشی بگیرند. ولی اگر جامعه شرایط نرمال خود را طی میکرد مثل گذشته تبریز باید پرجمعیتترین و مهمترین شهر ایران میشد. این مثالی بود از مرکز آذربایجان که قربانی سیاستهای استعماری ایران شد، حال شهرهای دیگر آذربایجان(اورمیه، همدان، زنجان، اردبیل و قزوین) وضیعتی بهتر از تبریز نمیتوانند داشته باشند و اگر مقایسه ای بین آنها با شهرهای دیگر مناطق فارس نشین شود وضیعت آنها از تبریز هم بدتر است. در مورد اقتصاد آذربایجان جنوبی مقالات محدودی نوشته و منتشر شدهاست، که تقریبا بسیاری از آنها جنبه علمی آنچنانی ندارند و تنها تعداد معدودی از آنها قابل استناد و دارای ارزش مطالعهای هستند. عمده فعالیت فعالان ما معطوف و منحصر به حرکت فرهنگی است. ما در این زمینه منکر حرکت فرهنگی نیستیم(بهترین ضربه به دیکتاتورها از مبارزهی غیرخشونتآمیز و فرهنگی میخورد)، ولی آنچه که مشهود است در مورد اقتصاد آذربایجان گامهای چشمگیری از طرف فعالان ما برداشته نشده است و خلاء اساسی در این زمینه مشاهده میشود. انسان یا ملتی که نیازهای فیزیولوژیک خود را برطرف نکردهاست، آزادی، عشق، محبت و فرهنگ و.. برای آن مفهومی ندارد(هرم آبراهام مازلو). ملت ما تحت ظلم و ستم حکومتین پهلوی و جمهوری اسلامی طی 90 سال گذشته در ایران تا حدودی در چنین وضعی قراردارد. پس لازم است که در کنار حرکت فرهنگی، حرکت اقتصادی هم در برنامه فعالان ما گنجانده شود، تا هم ظلم اقتصادی اعمالشده و هم پتانسیل اقتصادی منطقه(که این سرمایههای عظیم میتواند آن را خودکفا به پول نفت و... کند) آشکار شود. همچنین مسائل اقتصادی، بیشتر از سایر عوامل عموم مردم را به درک حقیقت موضوع و آماده برای حرکت انقلابی و هر گونه حرکت ملی تشویق میکند. شاید این اولین گام اساسی باشد که با محوریت اقتصاد آذربایجان جنوبی از طرف برخی فعالان آذربایجانی و با کمک دستاندرکاران سایت آذوح(جنبش دانشجویی آذربایجان) برداشته میشود که امید است با مشارکت و همکاری دوستان عزیز در این بخش بتوانیم Background روشنی از پتانسیلهای اقتصادی هر یک از شهرها و مناطق آذربایجان بدهیم تا حرکت ملی آذربایجان با درنظر گرفتن آینده اقتصادی خود با تمام قدرت پیش رود تا دوباره بر دشمنان خویش عظمت و قدرت خود را ثابت کند. و در آخر لازم به ذکر است که برای همکاری و ارتباط با فعالان در بخش اقتصاد آذربایجان جنوبی میتوانید از آدرس الکترونیکی این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید استفاده کنید. |
|